ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

157

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

فصل يازدهم كرانه‌ى خزر مقدمات سفر - بدبيارى - شهرى در زير آب - كشتى تامارا - ساليان - لنكران - انزلى - كشتى تفريحى شاه - مرداب - رودخانه‌ى پير بازار - رشت - طبيعىدان امريكايى و درويش فرانسوى مسافرى كه مىخواهد به كشور روسيه وارد شود كافى است كه چند تشريفات ساده را انجام دهد ، ولى براى ترك اين كشور تا گذرنامه‌ى وى به امضاى چهار يا پنج مأمور دولتى نرسد ، نمىتواند از آن كشور خارج شود . براى اجراى مقررات لازم و رفتن از اداره‌يى به اداره‌ى ديگر از جمله كسب اجازه از رييس شهربانى و فرمانده ژاندارمرى باكو درست يك روز تمام‌وقت ما گرفته شد . تازه اين آغاز كار بود : براى مسافرت به ايران تدارك مفصل و آمادگى كافى لازم بود . شنيده بوديم كه چاپارخانه‌دارها غير از آب و هيزم ، هيچ چيز ديگر در اختيار مسافران نمىگذارند . قمقمه‌ها را از شراب كاخت پر كرديم و چند بسته چاى و مقدار زيادى ساردين در كيف مخصوصى گذاشتيم ، ژروم كيف ديگر را پر از بيسكويت ، برنج ، پنير ادام « 1 » و خوراكىهاى نمك‌زده‌ى ديگر كرد . سماور ، اين همراه وفادار ما - كه بهترين تسلىبخش ساعات پر از رنج و ناراحتى ما در ايام سفر بود - با دقت تمام در خورجينى جاى گرفت . وسايل غذاپزى را نيز در ساك جداگانه جا داديم . همه‌ى اين وسايل به اضافه‌ى سه چمدان بزرگ كه در مفرش‌هايى محكم پيچيده شده بود ، باروبنه‌ى سفر ما را تشكيل مىداد . البته اين همه بار براى راهى كه در پيش داشتيم زياد دست‌وپاگير بود و چاره‌يى نيز جز حمل همه‌ى آنها نبود ، و الّا خستگى و گرسنگى

--> ( 1 ) . Edam : بندرى در هلند كه پنير و كره‌اش شهرت جهانى دارد . م .