ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
154
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
زردشت با صنعت موافقت كامل دارد و غاصبان اين زمينها را بخشوده است . معبد ميان ديوار دوجدارهيى محصور است كه روى آن را با سقف پوشانده و در لبهى اطراف بام آن به سبك هندى يك رديف كنگره ساختهاند . معبد با دوغاب آهك سفيد شده است . سرتاسر ديوار خارجى و تمامى اين كنگرهها از درون منفذى دارند كه از داخل آن گاز متصاعد از زمين به آسانى عبور مىكند . راهرويى كه از ديوارهاى دوجداره حاصل گرديده ، به حجرههايى منقسم مىشود كه سابقا در آنها بزرگان روحانى و مغان « گبر » سكونت داشتند . من عبارت سابقا را عمدا به كار بردم ، چون در حال حاضر اين دير خالى است و نه از مغان و نه از پيروان آيين زردشت ، كسى آنجا پيدا نمىشود . يكى از اين حجرهها به صورت محراب درآمده است . ديوار كوتاهى محل مخصوص به مؤمنان را از جايگاه محراب جدا مىكند . البته اگر بتوان سه پلهيى را كه با كار بنايى به ديوار عقبى وصل شده محراب تلقى كرد . حياط به شكل چهارگوش است . در گوشهى شرقى آن خانهى موبد بزرگ قرار دارد كه نوعى برج چهارگوش يك طبقهيى است و هر چهار گوشهى آن متكى به لولههاى دودكشها و بخارىهاى كوچك ديوارى است كه از آنها دائما گاز سريع الاشتعال عبور مىكند . چسبيده به ديوارهاى حياط چندين اتاق بدقواره و زمخت ساخته شده است و اين اتاقها تعدادشان حدودا به سى دستگاه مىرسد و براى اقامت زايران اختصاص دارد . بالاى درها تماما سنگكارى شده است و روى سنگهاى آن با حروف ايرانى و خط جديد سانسكريت كتيبههايى نوشتهاند . در وسط حياط عبادتگاهى مركب از يك گنبد و چهار ستون قرار دارد . براى عبور گاز از داخل هر ستون لولهيى گذاشتهاند كه انتهاى آن در سر ستونها است . در قسمت شرقى گنبد اتاقى است كه بر سرتاسر ديوارهاى آن با خط جديد سانسكريت نوشتههايى نقر كردهاند ولى پارهيى از كلمات آن ساييده شده است . روى سردر مثلثى شكل ساختمان سه شاخه آهنى نشاندهاند كه نوك هر سه شاخهى آن بهطور آزاد رو به هوا است . اين بنا روى گودال تشتك مانندى را كه در زمين كوچك چهارگوشى درست كرده بودند و از هر چهار طرف به پلكان چهارپلهيى اتصال پيدا مىكرد ، مىپوشاند . گاز زيرزمينى با مجراى مخصوصى به داخل آن راه داشت و روى همين تشتك متبرك بود كه