ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

149

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

را تشكيل مىدهد . ما از ترغيب شاه ، كه متحد يا بهتر بگويم نايب السلطنه‌ى ما در ايران است ، نسبت به اشغال هرات صرف‌نظر كرده‌ايم . داشتن مشهد به عنوان پايگاه عمليات براى ما كافى است . مطمئن باشيد كه اين شهر روزى به خط آهن ماوراى خزر متصل خواهد شد . اما درباره‌ى ناحيه‌ى مرو ، انگليسىها چه بخواهند چه نخواهند صاحب اصلى آن ما هستيم و افغان‌ها درست در چنگ ما هستند . در روى خشكى ما به ريش انگليسىها مىخنديم . اما خواهيد پرسيد در برابر ناوگان وحشتناك آنها چه كارى از دست ما ساخته است . احتمال دارد آنها از محاصره‌ى بندرهاى ما صرف‌نظر كنند ، يعنى اين اقدام را هواى سرد و يخبندان اين بندرها در قسمتى از سال به آنها تحميل مىكند كه خود ما سال‌ها به سختى آن را تحمل كرديم . از سوى ديگر اولين اثر چنين محاصره‌يى گرسنه نگاه داشتن مردم در انگلستان و در اروپا خواهد بود . عقاب دوسر « 1 » آن‌طور كه فكر مىكنند از پنجاب دور نيست ، به زودى به‌طور ناگهانى و با يك ضربه‌ى بال ، خود را به آن سرزمين خواهد رساند . اما پيش از دست زدن به چنين اقدامى لازم است از جانب غرب خاطر ما كاملا آسوده باشد و بايد كه انتقام ديرين خود را از عقد پيمان برلن بگيريم . امان از دست اين آلمانىها . اين آلمانىهاى لعنتى ابله ! چقدر از آنان متنفريم . ميان ما و آنان بدون ترديد يك جنگ نژادى ، يك بكش بكش همگانى درخواهد گرفت . آن روز كه قزاق‌هاى ما وارد ليندن « 2 » شدند و در خيابان‌هاى شهرهاى پايين‌تر اسب تاختند ، نمىدانيد كه در سرتاسر روسيه‌ى مقدس چه جشن و سرورى برگزار خواهد شد . آن روز سرآغاز پرافتخارترين دوران تاريخ ما است . در آن روز ما آقا و صاحب سراسر كشورهاى آسيا و اروپا خواهيم شد . هركس كه از چنگال عزراييل بگريزد ، آن روز محتوم را خواهد ديد « 3 » . بازگرديم به باكو . البته نه به محله‌هاى روسى و صنعتى آن ، بلكه به آن باكوى باستانى آسيايى . چون پيشرفتهايى كه در قلمرو صنعت و به بركت علوم جديد حاصل شده ، هر قدر هم گيرا و شايان توجه باشد ، از نظر ما كوچه پس كوچه‌هاى پرپيچ‌وخم ايرانىنشين و تاتارنشين آن‌كه در هر قدم صحنه‌ى صدها آداب و رسوم تماشايى است ،

--> ( 1 ) . عقاب دو سر علامت رسمى امپراتورى روسيه تزارى بود . م . ( 2 ) . Linden : شهر صنعتى قديم آلمان . متصل به هانور . م . ( 3 ) . سخنان شايان تأمل اين ژنرال در واقع سياست اصلى و خواست و نظر باطنى تمامى سردمداران روسى از دوره‌ى تزارها تا ظاهرا زمان روى كار آمدن گورباچف بود ، اما غافل از اينكه : هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنانچه در آيينه‌ى تصور ماست . م .