ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

144

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

دوم ، قدم گذاشته است . ولى وقتى كه مقدارى در داخل شهر راه مىرفت ، ديگر چنين خيالى محال بود به ذهنش خطور كند ، چون حول و حوش بارانداز با خانه‌هاى اروپايى احاطه شده و محله‌هاى مجاور نيز عينا شبيه محله‌هاى مسكو يا پترزبورگ « 1 » است . بدون كوچك‌ترين ترديدى آدم خود را در كشور روسيه احساس مىكرد . باكو گالرى سرپوشيده‌يى نيز دارد ، اگرچه فقط از فاصله‌ى بسيار دور شباهتى به گالرى ويكتور امانوئل « 2 » شهر ميلان « 3 » دارد ، ولى باكويىها به آن سخت مىنازند . قسمت اروپايى شهر مرتبا در حال پيشروى است و هر سال به چند كوچه قديمى ايرانى و تاتار دست‌اندازى و تجاوز مىكند . در ايام اقامت ما در باكو ، آثار اين تجاوز و پيشروى تا پاى تپه‌ها رسيده بود . شكى نيست كه دامنه‌ى آن تا بالاى تپه‌ها نيز كشيده خواهد شد و آن وقت يك شهر نمونه در سراسر مشرق زمين به وجود خواهد آمد . ضمنا باكو يك شهر همگانى و بين المللى نيز هست . كشف منابع نفت ، جمعيت چند مليتى را كه ملقمه‌يى از همه نژادهاى اروپايى است ، به طمع جمع مال و ثروت به اين شهر كشانده است . در كوچه و خيابان‌هاى اين شهر به اندازه‌ى زبان‌هاى تاتارى و روسى زبان‌هاى ايتاليايى ، يونانى ، آلمانى و سوئدى شنيده مىشود . حتى ما اين افتخار را داشتيم كه با چند نفر مهندس يانكى « 4 » نيز ملاقات كنيم . عصرها همه‌ى اين جماعت براى تفريح ، قماربازى و گپ‌زدن در شه‌دومينيك دور هم گرد مىآمدند و آنجا زبان مشترك جمع ، زبان فرانسه بود . چون هوش و حواس افراد اين جامعه تا حدى آشفته و بيش‌تر پى اكتشاف و استخراج نفت بود ، ديگر چندان اهميتى به نظافت و شيك‌پوشى و مرتب كردن سر و وضع خود نمىدادند . مهندسان ، تكنيسين‌ها ، دريانوردان و سوداگران كت‌هاى

--> ( 1 ) . Petersbourg ( 2 ) . Victor Emmanuel ( 3 ) . Milan ( 4 ) . Yanki : اسمى است كه امروزه بيش‌تر در مفهوم توهين و تحقير به امريكايىها خطاب مىشود و وجه تسميه‌ى آن به اين شرح است : در حدود سيصد سال پيش مردمانى از انگلستان ، از آن سوى اقيانوس‌ها در گوشه‌ى شمال باخترى كشورهاى متحد امريكا پيدا شدند و در آنجا خانه گزيدند . بدين‌گونه شش ايالات واقع در شمال نيويورك كه اقامتگاه اينان بود به نام نيوانگلند ( انگليس نو ) ناميده شد . سرخپوستان امريكا به همه‌ى مردم نژاد سفيد ، انگليس مىگفتند ، ولى تلفظ اين كلمه برايشان دشوار بود و خوش زبان‌ترين آنان به انگليسىها ( نيگيز ) يا يانكز مىگفت و مردم نيوانگلند هم به زبان سرخپوستان آن دوران يانگيز يا يانكىها ناميده شدند . به نقل از كتاب جغرافى جهان براى خردسالان تأليف و . م . هيلير . ترجمه‌ى احمد مقربى . ص 86 . م .