ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
143
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
فصل دهم باكو چشمانداز كلى - محلههاى روسى - بندر و پارك ميخائيلوفسكى - دماغه بايلوف - حمام تاتارها - چورنى گرود - صنعت نفت - راهآهن قفقاز و ترانزيت - يك پطر كبير افسانهيى - شهر آسيايى - قلعه دختر [ قزقالاسى ] - بناى تيتانوف - بازارها - بالاحصار و كاخ خانها - مسجد فاطمه - دروازهى گرگها - شعلههاى دريايى - معبد آتش جاويدان باكو در دامنههاى خشك و لميزرع تپههاى شنى كه با شيب ملايمى به سوى خليج كوچكى واقع در ميان شبهجزيرهى آبشوران « 1 » و دماغهى شيكوف « 2 » سرازير مىشود ، به صورت نيمدايره و طبقه طبقه قرار گرفته است . از دريا كه نگاه كنيم شهر به همان شكلى ديده مىشود كه در دورهى خانههاى قديمى بود . همان خانههاى خاكسترى رنگ مكعب شكل با پشتبامهاى مسطح محصور ميان منارههاى بلند و گنبدهاى نيمه بلند مسجدها - كمى پايينتر نيز با آن هيولاى سياه رنگ بالاحصار « 3 » و قلعهى دختر . بارانداز و محلههاى مجاور خيلى عوض شده ، ولى از دور اين تغييرات تحت الشعاع تركيب كلى و استخوانبندى مطلقا آسيايى شهر قرار گرفته است . اگر رفت و آمد كشتىهاى بخارى روى آبهاى آبى رنگ لنگرگاه نبود و ابرهاى غليظى از دود بر بالاى تصفيهخانههاى نفت در شهر سياه ، سايه انداخته بود - كه هر دو نشانههاى بارزى از معجزات قرن نوزدهم است - مسافر هر لحظه خيال مىكرد كه به سرزمين ايران ، در دوران شاه عباس
--> ( 1 ) . نام اين شبهجزيره در پارهيى از منابع آپشرون Apch'eron هم نوشته شده است . م . ( 2 ) . Chikof ( 3 ) . Bala - Hissar : حصار كوچك . م .