ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
114
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
گرفتند . شاگردان نيز خوشحال و خندان از بازيافتن آزادى و بازىهاى كودكانهى خود زود از حياط مسجد متفرق شدند و جاى هياهوى معصومانهى آنان را صداى دورگهى واعظى گرفت كه با فصاحت تمام با مؤمنان صحبت مىكرد . . . بعد از پايان موعظه ، خادم مسجد براى هر كدام از مؤمنان در فنجانهاى كوچكى قهوه آورد . از اين قسمت اخير مراسم سهمى نيز نصيب ما شد . شايد به عنوان تشكر از رفتار احترامآميز ما ملاى مسجد دستور داده بود براى هركدام از ما يك ليوان آب و يك فنجان قهوهى شيرين بياورند و قهوه اگرچه كمى غليظ بود ، ولى عطر مطبوعى داشت . مسجد دوم ، در محوطهى قلعهى قديمى ايرانى روى يك صخرهى عمودى كه بر رود زانگا سايه انداخته ، بنا گرديده و در ميان دو زمين مرتفع پوشيده از سنگهاى مرمر قرار گرفته است . اين مسجد كه در فراز و نشيب ماجراهاى تاريخى و نيز بلايايى كه بر سر قلعه آمده است سهمى داشته اكنون رو به ويرانى گذاشته است . گنبد مسجد كه به گنبد مسجد نو شباهت دارد ، هنوز هم نسبتا خوب مانده است . اما دو منارهى آن در كنار تاق مركزى با لوزىهاى سياه و سفيد ، منقوش و مخطط شده ، سر گلدستهشان فروريخته است . نقوش گل و بوته ، گلهاى سرخ و تصاوير ديگرى كه با رنگهاى قرمز و سفيد در زمينهى گلى و آبى سردر مسجد نقاشى شدهاند ، روزبهروز رنگ و جلاى خود را بيشتر از دست مىدهند . قسمتى از كاشىها روى زمين ريخته بود . ولى به رغم همهى خرابىها هنوز هم اين بنا از حال و هواى خاصى برخوردار است . اوئيلن آنچنان مجذوب آن بنا شده بود كه كروكى آن را برداشت . من از اين توقف براى گرفتن انتقام از كژدمهايى كه روى خرابهها مىلوليدند ، استفاده كردم و به كمك ژروم با لذت تمام ، قتل عام « 1 » عجيبى از اين تخم و تبار پست به راه انداختم .
--> ( 1 ) . نويسنده براى قتل عام از عبارت « سن بارتلمى » [ Saint - Barthelemy ] استفاده كرده است . اين عبارت در زبان فرانسه در مفهوم قتل عام پروتستانها در دوران سلطنت شارل نهم به كار مىرود كه به اغواى كاترين دومديسى درست شب 24 اوت 1572 ميلادى كه مصادف بود با فرداى جشن عروسى هانرى دوناوار ( كه پروتستان بود ولى با شروع كشتار از عقيده خود برگشت ) با مارگريت خواهر پادشاه در فرانسه راه افتاد . مىگويند شاه كه در برابر اصرار مادرش به ستوه آمده بود ، در جواب وى مىگويد « خيلى خوب . حالا كه شما مىخواهيد آنها كشته شوند ، بايد همهشان كشته شوند ! » آنگاه در شب 24 اوت دستور كشتار صادر و در پاريس قتل عام با صداى ناقوسهاى كليساى سنژرمن لوكسروا آغاز -