فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

52

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

اندازه كه ادب و تواضع ايرانيان معروف است گستاخى و خودنمايى فروشندگان قاهره و استانبول شهرت دارد . دكاندار ايرانى ، مانند كليهء فروشندگان مشرق زمين ، مشترى را با يك نگاه برانداز مىكند و مىفهمد كه چگونه بايد توپ پارچهء ابريشمى يزد ، كه چشم را خيره مىكند ، يا قطعهء كميابى از زردوزى عهد شاه عباس يا كاشى يكى از مساجد قديمى را به وى نشان دهد . ولى فروشندگان ايرانى كالاى خود را در خارج از بازار براى جلب مشتريهاى اروپايى يا امريكايى به معرض نمايش نمىگذارند ؛ زيرا در حال حاضر چنين مشتريانى يافت نمىشوند . براى كسى كه در ايران مسافرت مىكند صحارى ، موانعى بزرگتر از اقيانوس اطلس يا درياى مديترانه و درياى مانش است . فقط عدهء معدودى از ايرانيان تحصيل كرده و آشنا با تمدن و آداب و رسوم مغرب زمين هستند كه تأسيس مغازه‌هاى جديد را در خيابانهاى وسيع تشويق مىكنند . در بازار ، خريد و فروش بين خود مردم صورت مىگيرد . اروپاييانى كه در شهرها ساكن‌اند به استثناى مبلغان مذهبى بندرت داخل بازارها مىشوند ، مگر اينكه محل كار يا ادارهء آنها در يكى از كاروانسراهايى باشد كه در دو طرف بازار اصلى واقع شده است . همسران مأموران اروپايى اساسا بازار را نمىبينند . اگر زنان مقتصدى باشند از شوهرانشان تقاضا مىكنند كالاى مورد لزوم را براى آنها خريدارى كنند ، ولى اگر در تهران اقامت داشته باشند مىتوانند از مغازه‌ها خريد كنند . در اصفهان براى اين مقصود به جلفا و در مشهد يا تبريز به خيابان نو مىروند ، و در شهرهايى مانند يزد اجناس مورد نياز خود را از ساربانان خريدارى مىنمايند . تقريبا مراكز يا شعبات كليهء بانكها ، به استثناى بانكهاى تهران ، در بازار قرار دارد و تقريبا هر روز همه مىبينند كه مدير يكى از بانكهاى مهم انگلستان يا معاون وى با يك دست لباس سفيد بدون لكه از يك در هلالى تاريك خارج مىشود و به طرف گذرگاه اسرارآميزى پيش مىرود . اشخاص مطلع مىدانند كه وى به محل كارش مىرود و تجار بازار از ديدن وى احساس اطمينان و خوشوقتى مىنمايند . در اغلب شهرهاى ايران رؤساى بانكها اهميت زيادى دارند و در مجالس جشن بعد از كنسول ، كه او نيز بعد از حاكم شهر قرار دارد ، مىنشينند . در انگلستان اخبار مربوط به بانكها از مجلات ماهيانه تجاوز نمىكند . در حالى كه روايات و داستانهاى بانكهاى بازار ايران بعضى از اوقات در كتب كلاسيك درج مىشود . سسيل ادواردز « 1 » در كتاب خود موسوم

--> ( 1 ) . Cecil Edwards