فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

42

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

جاى مىدهد . به طور كلى پزشكان انگليسى و امريكايى بيشتر از ساير افراد خارجى با وضع داخلى خانه‌هاى ايرانى آشنايى دارند و اگر بخواهند مىتوانند داستانهاى جالب توجهى در اين زمينه نقل كنند . ولى در بازارهاى ايران مىتوان گوشه‌اى از زندگانى و روابط پدر و پسر ، دكاندار و مشترى و ارباب و مستخدم را آزادانه مشاهده كرد . بازديد از ايران بدون آشنايى با بازارهاى آن مانند آن است كه كودكى از سوراخ خيمه ، سيركى را تماشا كند . بازارهاى اصفهان در اطراف شهر پراكنده شده و چندين كيلومتر مسافت را اشغال كرده است . چه كسى مىتواند عدهء اين بازارها را به طور دقيق معين كند ؟ طبق برآورد ايرانيان مؤدب عدهء آنها از سه تا بيست و هشت فرق مىكند . به جاى پرسش سهلتر است يكباره بگوييد كه به نظر شما مساحت بازارهاى اصفهان چند كيلومتر است . پس از عبور از درهاى بازار بلافاصله قدم به صحن وسيع و جادار آن مىگذاريد و در اين موقع است كه خود را لابلاى كتاب كوچك و جذاب حاجى بابا مىيابيد . چه اين همان نقطه‌اى است كه موريه « 1 » آن را در كتاب جاودانى و كلاسيك خود به عنوان مبدأ مسافرتهاى خويش انتخاب كرد . تا زمانى كه ايران باقى است و تكلم به زبان انگليسى متداول است اين دو از يكديگر تفكيك ناپذيرند . اكنون مركز بانك روسها در اصفهان است و در حال حاضر اين ميهمانان محبوبيتى ندارند . اينجا بود كه پدر حاجى بابا دكان سلمانى خود را داير كرده بود . اين موضوع كه حاجى بابا توانسته بود آنقدر ثروتمند شود كه بتواند زن دومى اختيار كند نشان مىدهد كه وى در ميان همكاران خود داراى نبوغ بوده ، چه عدهء دكانهاى سلمانى در اصفهان از عدهء مشتريهاى اين دكانها زيادتر است . زيرا مؤمنان و اشخاص مذهبى همه ريش مىگذارند . اين تصور ممكن است براى انسان پيش بيايد كه به نسبت ، عدهء سلمانيهايى كه در هر يك از شهرهاى ايران يافت مىشود بيش از عده شيرفروشان لندن است . اغلب اين كسبه نيز مانند شيرفروشان براى جلب مشترى در نقاط مختلف شهر گردش مىكنند . اروپاييان جرئت ندارند به دكان آنها مراجعه كنند ؛ ولى اخيرا در تهران يك تن سلمانى متخصص سالنى داير كرده و در پشت ديوارهاى مغازه وسايلى فراهم آورده تا طرز صابون زدن و شست‌وشو و ساير امور مربوط به سلمانى را به طريقهء جديد معمول دارد . سلمانيها معمولا در كوچه و خيابان به اصلاح سر و صورت مشتريان مىپردازند . ولى در

--> ( 1 ) . Morier