فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
41
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
دروازههاى بازار اصفهان دروازههاى بازار اصلى اصفهان در طرف ديگر « ميدان شاه » درست روبروى « مسجد شاه » واقع شده است . اين دروازهها كه مستقيما در پشت دروازههاى ميدان گوى و چوگان ( ميدان مسابقه ) قرار گرفته در روزگار قديم قسمتى از نقارهخانه را تشكيل مىداده . نقارهخانه در اصفهان و ساير شهرهاى ايران محلى را مىگويند كه در آنجا طلوع و غروب آفتاب را به وسيله نواختن طبل و شيپور اعلام مىكنند . اكنون فقط در شهر مشهد است كه هنگام غروب آفتاب اين مراسم را معمول مىدارند و بدين طريق مرگ روز را توأم با نوعى اندوه پرشكوه اعلام مىكنند . صداى آن به صداى طبلى مىماند كه در مراسم تشييع جنازه قبل از شيپور وداع واپسين مىزنند . آواز اين طبل هنگامى كه گوى آتشين آسمان با وضوح در پشت كرانهء افق از نظر محو مىشود نفسها را در سينه حبس مىكند . آخرين ضربات طبل بىشباهت به آن سه ضربهاى نيست كه در قرون وسطا قبل از بالا رفتن پرده نمايش مىكوفتند . در شهر مشهد چون شب فرا مىرسد پردهء اين نمايش را بالا مىبرند و بامدادان نقاره نمىزنند . اكنون در اصفهان ديگر اين رسم معمول نيست و گرچه از اين دروازه تنها به عنوان مدخل بازار استفاده مىشود ولى اين محل يكى از جالب توجهترين قسمتهاى شهرهاى ايران محسوب مىشود . براى آشنايى با طرز زندگانى مردم ايران بايد حتىالمقدور در اين بازارها گردش كرد ؛ زيرا خارجيان به هيچ وجه به داخل خانههاى ايرانيان راه ندارند . هرگاه اين خوشبختى نصيب يك نفر از آنها شود قبل از رسيدن وى به خانه ، صاحبخانه زنها و كودكان را در اتاقهاى مخصوص خودشان ، كه اغلب در طرف ديگر باغ واقع شده ،