فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
332
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
اسارت برده بودند ، قيام كرد . پيروزيهايى كه در اين زد و خورد به دست آورد او را جسور كرد و حكومت خراسان را خواستار شد ؛ ولى در نتيجهء همين گستاخى از كار بر كنار گرديد . نادر پس از آن علم طغيان برافراشت ، به راهزنى پرداخت ، قلعهاى را تصرف كرد و سپاه كوچكى تشكيل داد . پادگان نيشابور را به دام انداخت و شهر را متصرف گرديد و پس از آن به شاه طهماسب پيشنهاد كمك كرد و او نيز آن را پذيرفت . با صوابديد نادر و با عمليات قهرمانى سپاه او موفق به تصرف شهر هرات شدند و بعدها افغانان را در دامغان شكست دادند . فتوحات پى در پى نصيب سپاهيان نادر شد و افغانان شكست خوردند و به جنوب فرار كردند . تعقيب آنها از رحم و انصاف به دور بود ، چه تشخيص خط سير آنها به وسيلهء جسد حيوانات مرده و حتى جسد پيرمردان و كودكانى ، كه در حين فرار در راه جان سپرده بودند ، به آسانى ميسر بود . پاداشى كه در نتيجهء اين پيروزيها نصيب نادر شد حكمرانى بر چهار ايالت با لقب « سلطان » بود . وى به نام خود سكه زد و مواجب سپاهيان خود را پرداخت ، ولى لقب « پادشاه » را بر خود ننهاد . پس از بيرون راندن افغانان به تركها حمله كرد و در نزديكى همدان پيروزى بزرگى به دست آورد و هنگامى كه در آنجا بود شنيد در خراسان شورشى برپا گرديده . شاه طهماسب ، كه از پيروزيهاى نادر آتش حسد در دلش زبانه مىكشيد ، كليهء نقاطى را ، كه او به دست آورده بود ، از دست داد . پس از شنيدن اين خبر ، نادر با سپاهيان خود بعد از طى ح 2253 كيلومتر به خراسان عزيمت كرد ولى ديگر دير شده بود و وجود طهماسب براى وى فايدهاى نداشت . چه ، او را به اسارت برده بودند . شكستها و پيروزيها و جنگها و صلحها يكى پس از ديگرى به وقوع پيوست . ولى سرانجام نادر با عقب راندن افغانان و تركها و تصرف مجدد ناحيهء بحر خزر در سال 1736 م به پادشاهى رسيد . و به اين ترتيب مردى كه وقتى چوپانى ساده بيش نبود بر تختى كه زمانى شاه عباس بر آن جلوس كرده بود تكيه زد . در زمان سلطنت نادر شاه فتوحات زيادى نصيب سپاه ايران شد تا وقتى كه نادر در ضمن پيشروى به طرف جنوب به شهر دهلى رسيد و پس از تصرف آن با غنايمى كه ارزش آن 90 ميليون استرلينگ برآورد شده و « تخت طاوس » مشهور در بين آنها بود به ايران بازگشت . « تخت طاوس » اكنون در تهران است . بر خلاف بسيارى از پادشاهان ، نادر شاه از قتل و خونريزى احتراز داشت . عدهء زيادى در زمان او از قيد اسارت و بندگى رها شدند . رفتار و اعمال او چنان