فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
333
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
نيك و پسنديده بود كه مردم او را مىپرستيدند . در اواخر دورهء سلطنت او امپراتورى ايران از رودخانهء سند تا قفقاز توسعه پيدا كرد . براى تكميل داستان زندگى و اقدامات او ناگزير بايد افزود كه سالهاى آخر سلطنت او توأم با بدبختى بود . پس از فتحى كه در جنوب نصيب او گشت ، در جنگى كه در شمال در نزديكى روسيه درگرفت با شكست ، روبرو شد . بر اثر اين شكست نادر شاه به نهايت درجه خشمگين شد به طورى كه اختيار اعمال و رفتار خود را از دست داد . در يكى از لحظات خشم ، فرزند ارشد خود را كور كرد . هر جا پا مىگذاشت صدها تن از رعاياى خود را به قتل مىرسانيد تا سرانجام در چادر خود به دست يكى از افراد عشاير به قتل رسيد . پس از نادر يكى از برادرزادگان او به سلطنت رسيد كه او نيز به دست برادر خود كور شد . دورهء سلطنت برادر نادر زياد به طول نيانجاميد ، چه سربازانى كه وى را حاكم و فرماندهء غاصبان افغانستان مىدانستند او را به قتل رسانيدند . دو پادشاه ديگر كه بعد به سلطنت رسيدند نيز كشته شدند . مدت چند سال تخت سلطنت تقريبا اسب سركشى شده بود ؛ چه جلوس و خلع اشغالكنندگان آن بسرعت صورت مىگرفت . خاك كشور تقسيم شد و براى تاج و تخت مدعى پس از مدعى در صحنه پديدار مىشد و بسرعت ناپديد مىگرديد تا اينكه كريم خان رييس خاندان زنديه لقب « وكيل » را بر خود نهاد و شيراز را پايتخت كرد . بازار زيباى شيراز به همت او ساخته شده است . بجز دوران كريمخان زند ، كه مقرون با صلح و سعادت بود ، تاريخ ايران در اين دوران آكنده از وقايع ناگوار و نواهاى ناموزون ملالآورى است كه به صورت نزاعها و كور كردنها نمودار مىشود . پس از قتل نادر ، كه در 1748 م اتفاق افتاد ، تا حدود پنجاه سال تاريخ ايران مركب از يك سلسله شوربختيهايى بود كه به پريشانى و آشفتگى منجر شده بود . دورانى بود كه آشوب و هرج و مرج بر آن حكمفرما بود . براى تخت و تاج كشور مدعى پس از مدعى پيدا مىشد . قتلها و خونريزيها اتفاق مىافتاد و نو دولتان خشن و بيرحم به بريدن دست و پاى اشخاص مبادرت مىورزيدند . در غياب صاحبان مقام ، بر ضد آنها توطئه مىشد و اين كار به قتل و خونريزى منجر مىگرديد . پس از اين دوران قساوت و ظلم غير انسانى رحم و شفقت منسوخ شد و جاى خود را به هيجان و تنفر داد . در اين دوره ، تنها نام دو تن متمايز از ديگران و قابل ملاحظه است : يكى كريم خان ، كه براى مدت زمانى تقريبا فرمانرواى حقيقى تمام ايران بود ، و ديگرى لطفعلى خان ،