فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

245

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

كرمان شهر كرمان در حدود 322 كيلومترى در جادهء قديم كاروان‌رو صحرا ، كه منتهى به افغانستان مىشود ، واقع شده . اينجا شخص جنبه‌هاى متعددى از زندگى ايران را شبيه آنچه در يزد ديده ، منتها با شدت بيشترى ، مشاهده مىكند . اين شهر بادگيرهاى فراوان دارد . در كرمان بايد در حدود صدها از اين ريه‌هاى صحرا ، كه زندگى را براى ساكنان آن در ماه‌هاى گرم تابستان قابل تحمل مىكند ، وجود داشته باشد . قناتهاى كرمان نيز مانند قناتهاى يزد ، موجب مىشود كه مردم مغرب زمين خود را كوچك و حقير فرض كنند . معماران اين قناتها مستحق دريافت تاج افتخار و برگ غار هر دو مىباشند « 1 » . در اين شهر آب را از كوهستان به مناطق صحرايى مىآورند و به اين ترتيب نقاط خشك و متروك را به نواحى مطبوع مبدل مىسازند . در شهرهاى دورافتاده مانند يزد و كرمان است كه شخص مفهوم شكيبايى و بردبارى را درك مىكند و جسارت و تهور اتباع انگليسى را كه مجبورند در اين نقاط زندگى كنند ستايش مىكند . اين اشخاص از اغلب جنبه‌هاى مطبوع زندگى ، كه در كشور خودشان جزو لوازم زندگى محسوب مىشود ، محروم مىباشند و كوشش مىكنند خود را با محيط جديد وفق دهند و موانع و ناراحتيها و محدوديتها را ناديده انگارند و با خوشرويى با چيزهايى بسازند كه در مملكت خودشان غير ممكن مىنمود . سلامت خود را به مخاطره مىاندازند و عواقب آن دامنگيرشان مىشود . با اين

--> ( 1 ) . اشاره به رسمى است كه روزگار قديم معمول بود و به جنگاوران و شاعران و خنياگران نامى تاجى از برگ غار مىدادند . - م .