فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
215
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
« دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت * رخت بربندم و تا ملك سليمان بروم » اين بيت بدون شك طعنه به پادشاهى است كه حافظ را براى سرودن اشعارى به اينجا دعوت كرده و پاداش زحمات او را نداده بود . جالب توجهترين و با شكوهترين آثار معمارى يزد مسجدهاى آن نيست بلكه آبانبارهاى آن است . آبانبار در زير زمين واقع شده و راه دخول به آن يك رديف پلكان طولانى و تاريك است . آبانبارها معمولا در مجاورت مساجد واقع گرديده و طرح آنها نيز شبيه طرح مساجد مىباشد . اين رشته پلكان شبيه پلكان مدخل ايستگاه راهآهنهاى زيرزمينى است . اين آبانبارها با بادگيرهايشان كه براى خنك كردن آب تعبيه شده مورد تحسين خارجيان مىباشد . در يزد در حدود چهل آبانبار يا مخزن آب وجود دارد كه آب مصرفى شهر يزد را براى يك سال ذخيره مىنمايد . مردها آب را به وسيلهء مشك از اين آبانبارها به خارج حمل مىكنند . اين مخازن آب هر سال در فصل زمستان پر مىشود و آب در آنها به طور شگفتآورى خنك مىماند . اغلب آبانبارهاى شهر يزد توسط پادشاهان سلسلهء صفويه ساخته شده و از محل موقوفات آنها تعمير مىشود . مىگويند از بناى يكى از اين آبانبارها 400 سال مىگذرد . آبانبارها به وسيلهء 60 تا 70 قنات ، كه در فاصله كوه و اين آبانبارها قرار گرفته و از صحرا عبور مىكند ، فراهم مىگردد . نتيجهء يك چنين فعاليت خستگىناپذير ، آدمى را در اين انديشه فرو مىبرد كه ساختن حتى يكى از اين آبانبارها و بنا كردن خود شهر يزد در چنين مكانى ، مويد اين شعر پوپ « 1 » مىباشد كه مىگويد : « اميد در دل آدميزادگان جاودانه مىجوشد » . لكن تنها آبانبارهاى يزد نيست كه مردم را به مسافرت به اين شهر دورافتاده تشويق و ترغيب مىكند . اينجا جايگاه آتش جاودانى يزد و « برج خاموشان » نيز هست . هنگامى كه اعراب بر ايران تسلط يافتند زرتشتيانى كه جان به در بردند به صحارى جنوب پناه آوردند و در شهرهاى يزد و كرمان مقيم شدند . اكنون هر دو شهر با ويرانههايى از عظمت گذشتهء آن احاطه شده است . امروز آتشپرستان را در ايران « گبر » مىنامند در حالى كه
--> ( 1 ) . Alexander PoPe ( 1688 - 1744 م ) شاعر و نويسندهء انگليسى . - م .