فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

216

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

عده‌اى از آنها كه به هندوستان مهاجرت كردند پارسيان ثروتمند بمبئى هستند . گفته مىشود كه تنها در شهر يزد در حدود 000 10 تن زرتشتى به سر مىبرند ولى تاريخ آنها افسانه‌اى طولانى از قتل و خونريزى توأم با زجر و شكنجهء عمدى به دست مسلمانان متعصب است . مطالعهء اين داستانها بسيار تأثرآور مىباشد . تا چهل سال قبل زرتشتيان مجبور بودند جامه‌اى مشخص ، يعنى جامهء بلندى به رنگ زرد تيره ، در بر نمايند و اجازه نداشتند دستار خود را به طرز مرتبى دور سر بپيچند و سوار اسب و حتى الاغ شوند . هرگاه در راه به يك مسلمان برخورد مىكردند صرف نظر از سن و مقامى كه داشتند مجبور بودند از اسب يا الاغ خود به زير آيند . لكن امروز صرفنظر از ناراحتيهاى كوچك ، كه در هر زمان و هر موقعى ممكن است اتفاق بيفتد ، آزار و تعرضى نسبت به آنها نمىشود . در شهرهاى يزد و كرمان هنوز آتش مقدس بر روى سه پايهء مخصوص افروخته است . اين منظرهء جالب توجه و قديمى را كسى جز پيروان اين مذهب نمىتواند مشاهده كند . از طرف ديگر « برج خاموشان » را نمىتوان مخفى داشت ، چون در صحرا ساخته شده و مانند شهرى كه بر روى تپه‌اى بنا شده باشد پنهان نگاه داشتن آن امكان ندارد .