فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
199
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
سخت و سفت و به عبارت ديگر خاك شنى قطعهاى از يك زمين متروك را به ايجاد باغچهاى اختصاص دهد و آن را مرتب آبيارى و مواظبت نمايد چند برابر پاداش دريافت خواهد كرد . ولى اگر زمين را مدت بسيار كوتاهى به حال خود بگذارد دوباره به صورت زمين سخت و خشن در مىآيد . در ايران به استثناى يكى دو محل ، چمن به هيچ وجه وجود ندارد و كسانى كه چمن دارند آن را با همان غرورى نشان مىدهند كه يك بانوى گل باز در انگلستان اولين بوتهء زعفران خود را نشان مىدهد . چمن در مشرق زمين يك نوع تجمل گرانقيمت به شمار مىرود . ( چمن در قاهره كه رود نيل مىتواند آنها را به وجود آورد ساليانه بين 30 تا 50 ليره خرج دارد و بايد هر سال از نو كاشته شود ) . در ايران يك نوع شبدر مىتواند جانشين چمن شود كه نه فقط خنك و سبز و زيبا به چشم مىآيد بلكه غذاى گاو خانواده را نيز تهيه مىكند . مردم ايران عموما به باغ علاقه دارند ولى عموم باغبانها كارى را كه براى زيبا نگاهداشتن باغها لازم است دوست ندارند . از اين گذشته در بعضى از اوقات قليان ، بهشت دلپسند را در نظر آنها مجسم مىكند نه باغهاى زمينى را كه احتياج به كشت و آبيارى دارد . علاوه بر اين ، مگر نه اين است كه شكفتن يا نشكفتن گل سرخ بسته به قدرت و ارادهء خداوند است در حالى كه باغبان به خواب رفته يا در آستانهء باغ با خريدار مجاز يا غير مجاز ميوههاى باغ مشغول معامله است . با اينهمه ، چنانچه باغى ارباب خوب و باغبان خوب داشته باشد ، به طورى سبز و انبوه مىشود كه باوركردنى نيست . اغلب يك بوتهء گل سرخ در ميان يك كرت سبزيجات ديده مىشود تا باغبان بتواند از زيبايى آن لذت برد . در ايران اغلب اين منظره ديده مىشود كه مردها هنگام گردش عصر گلى به دست مىگيرند و هر چند دقيقه يك بار آن را مىبويند . همچنين اغلب پسرك خركچى را مىتوان ديد كه از الاغ خود پايين مىجهد تا به همين منظور گلى بچيند . حتى ممكن است نسبت به يك غنچهء شكسته كه بر سر راه مىبيند ترحم نشان دهد و از الاغ خود پايين بيايد تا آن را نوازش كند يا در جايى قرار دهد كه بار ديگر در معرض آزار قرار نگيرد . مسافران تازهوارد به ايران ، ابتدا تحت تأثير اين زيبايىپرستى طبيعى قرار مىگيرند تا هنگامى كه با طرز زندگى مردم اين كشور تماس نزديكترى پيدا كنند . در آن موقع ، در بين ساير چيزها اين منظره را نيز مشاهده خواهند كرد كه پسران خركچى تقريبا بدون استثنا چاقو يا ساير اشياء فولادى نوك تيز را ( بدون سرزنش بزرگتران ) به گوشت