فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
162
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
اموالش باشد » . در آن زمان كشتن سگ مانند قتل انسان جنايت بزرگى محسوب مىشد . داريوش در تخت جمشيد « آتش خاموش نشدنى » را پرستش مىكرد و به دستور او بود كه اوستا ، كتاب مقدس زرتشت ، با كلمات سيمين و زرين بر روى 000 12 قطعه از پوست گاو به رشتهء تحرير درآمد و در كتابخانه سلطنتى نگاهدارى شد . مذهب زرتشت بيش از هزار و سيصد سال رواج داشت . ولى پيروان حضرت محمد اعلام مىدارند كه با تولد محمد [ ص ] آتش مقدس به خاموشى گراييد . در سال ششصد و چهل و يك ميلادى پس از جنگ نهاوند ، اعراب سيادت يافتند و مذهب حضرت محمد [ ص ] را بر ايرانيان تحميل كردند . زرتشتيانى كه بعد از اين جنگ باقى ماندند به يزد و كرمان گريختند . ( اگر اين موضوع حقيقت داشته باشد كه اسكندر آتشى را كه منجر به سوزانيدن كتاب مقدس اوستا شد با مشعلى كه در دست داشت افروخت . بايد گفت كه زمان هم انتقام خود را از وى بازستاند . چون در چهل و سه سال قبل از ميلاد مشعل ديگرى در دست يوليوس سزار نهاد و او 000 700 نسخه از نسخ خطى گرانبها را در اسكندريه ، واقع در مصر ، يعنى شهرى كه بانى آن اسكندر بود و « مادر كتابخانهها » ناميده مىشود نابود كرد . ولى گويا زمان هنوز هم راضى نشده بود چه تقريبا هفتصد سال بعد ، اين مشعل دوباره توسط مسلمانان افروخته شد و موجب انهدام كتابخانهاى شد كه قسمتى از آن را آنتونى به كلئوپاترا داده بود . سوزاندن كتابخانهء اسكندريه به فرمان عمر صورت گرفت . « 1 » امروز در پيشگاه تخت جمشيد بزرگ ، با جنبههاى معمارى و تاريخى و مذهبى جالب توجه آن شخص نمىتواند از احساس تألم و تأسف خوددارى كند . ويرانههاى آن از دورانى سخن مىگويد كه تمدن به اوج خود رسيده بود . در حالى كه زمان با انگشت تمسخر سراسر مرودشت را ، كه وقتى شهرهاى بزرگ داريوش و خشايارشا در آن بر پاى ايستاده بود و هم اكنون همسطح دشت شده و به پستى گراييده ، نشان مىدهد . ديوارهاى تخت جمشيد به وسيلهء انگشت لاغر زمان و با عناصر چهارگانه فرو ريخته و بر زمين پراكنده شده و با خاك يكسان گرديده است . ويرانههايى كه بر روى اين سكو ديده مىشود از همان نوعى است كه شلى شاعر و نويسندهء انگليسى از آن به عنوان « يادبودهاى جوانى دنيا » كه « نگاهدارنده اسرار مهيج تولد زمان است » آنجا كه
--> ( 1 ) . اين گزارش از حيث سند تاريخى محل مناقشه است . - م .