فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
140
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
خود را به هلاكت رسانيد و مشاوران مورد اطمينان پدربزرگ مشهور خود را نيز به همين طريق از ميان برداشت . در دوران وى همدان و قزوين و بغداد و نواحى ديگر تحت تصرف تركها درآمد . شاه عباس دوم ، چنانچه از افراط او در شرابخوارى صرفنظر نماييم ، پادشاه خوبى بود . وى نسبت به خارجيان بسيار مهربان بود و علنا از مسيحيان پشتيبانى مىكرد . سليمان سوم پادشاهى ظالم و عياش بود . كروسينسكى « 1 » نمايندهء يسوعىها « 2 » كه در آن زمان در اصفهان مىزيست مىنويسد : « اين پادشاه فرزند ناخلف پدرش ، شاه عباس دوم ، بود . دوران سلطنت او به واسطهء ظلمها و بيرحميهايى كه ذكر آنها رفت موحش و منزجركننده است . هنگام ميگسارى اطرافيان او بر جان و مال خود ايمن نبودند به امر او دست و پا و گوش و دماغ اشخاص را مىبريدند و چشمها را از كاسه در مىآوردند و او از روى هوس حكم قتل مردم را صادر مىكرد » . سر جان شاردن خود شاهد بعضى از موارد مذكور بوده است . يكى از شخصيتهاى بزرگ دربار او مىگويد كه هرگاه از حضور شاه مرخص مىشد اول از اينكه هنوز سرش از تن جدا نشده احساس شادمانى مىكرد . در واقع ، شاه سليمان به قدرى از خصايص و خصال يك پادشاه واقعى عارى بود كه وقتى به او گفتند ممكن است تركها بهترين ايالات ايران را مورد تاخت و تاز قرار دهند با بىاعتنايى فراوان پاسخ داد كه : « اگر فقط اصفهان را براى من باقى بگذارند اهميتى نمىدهم » . آخرين پادشاه سلسلهء صفويه شاه سلطان حسين بود . او بر خلاف گذشتگانش پادشاهى متعصب و بسيار ضعيف بود كه كاملا تحت نفوذ روحانيان قرار داشت به طورى كه به او « ملا حسين » لقب داده بودند . وقتى يك مرغابى را با تير زد بلافاصله با صداى بلند شروع به مويه و زارى كرد و همان طورى كه در ايران مرسوم است گفت كه دست من به خون ناپاك آلوده شده و براى كفارهء گناهان خود امر كرد بيست تومان بين فقرا تقسيم كنند . اين مردى بود كه سرنوشت ، او را براى مواجه شدن با سيلى از مهاجمان ، كه در اندك مدتى از سراشيبى كوههاى افغانستان جارى گرديد . برگزيده بود . در سال 1722 طوفان آغاز شد . افغانها كه عدهء آنها به زحمت به بيست هزار سرباز جنگجو مىرسيد و مجهز به يكصد زنبورك بودند ، كه گلولههايى به وزن دو پوند پرتاب مىكردند ، به قريهاى واقع در بيش از هفده كيلومترى اصفهان رسيدند و بالغ بر 000 50
--> ( 1 ) . Krusinski ( 2 ) . Jesuits