فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

136

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

مادر خود به ارث برده بود . چه ، وى زنى بود كه طبعى قدرت‌طلب و رياست مآب داشت و رفتار مستبدانه و نفوذ و تسلطى كه بر همهء افراد داشت ، شاهزادگان را چنان مرعوب ساخت و برانگيخت كه با يكديگر توطئه كردند و او را به قتل رسانيدند . در زمان او ايرانيان معتقد بودند : « در خانه‌اى كه مرغ بانگ خروس برآورد خوشبختى وجود نخواهد داشت » . ولى در همان هنگام ملكهء اليزابت در انگلستان مردان نامى معاصر خود را ، كه نام آنها هنوز مانند طلاى صيقلى شده بر صفحات تاريخ انگلستان مىدرخشد ، دور خود جمع كرده بود . سالهاى اول سلطنت شاه عباس به هيچ وجه مقرون به صلح و صفا نبود . سلطنت او با جنگهاى داخلى آغاز گرديد . پس از اينكه شاه جوان للهء خود ، رييس ايل استاجلو ، را به قتل رساند و يوغ مشاوران خود را از گردن باز كرد در راهى گام نهاد كه صفات و خصوصيات يك حاكم واقعى را از خويش نشان دهد . پس از آن خوشبختى غير منتظره‌اى دست خود را به سوى او دراز كرد . در سال 1599 م هنگامى كه از يكى از جنگهاى شمال به پايتخت خود ، قزوين ، بازگشت هيئتى مركب از مسافران غريب و ماجراجو ، كه از لندن آمده بودند ، انتظار وى را مىكشيدند . شاه عباس به طور خارق‌العاده‌اى با آنها با اغماض و مسالمت رفتار كرد . طرز رفتار وى با سنى كه داشت و با در نظر گرفتن اينكه در آن زمان ايرانيان خارجيها را دشمنان حضرت محمد ( ص ) مىدانستند بسيار عاقلانه بود . رهبران اين هيئت سر آنتونى و سر رابرت شرلى بودند كه دوازده نفر همراه داشتند و در بين آنها نيز يك توپ‌ساز بود . در آن زمان موضوعى كه در جنگ با تركها موجبات ناراحتى ايرانيان را فراهم كرده بود فقدان توپخانه بود . بر اثر ملاقات با برادران شرلى ، ايرانيان اولين درس عملى خود را در زمينهء علوم نظامى ارتش اروپا از آنها آموختند . شايد ايرانيان در آن موقع با باروت آشنايى داشتند ولى لرد كرزن مىگويد برادران شرلى بودند كه شالودهء تشكيل يك ارتش منظم و پياده‌نظام مجهز به تفنگ را در ايران ريختند . نظر كرزن با نوشته‌هاى يك نويسندهء معاصر آن زمان تطبيق مىكند . نويسندهء مزبور در سفرنامهء خود چنين مىنويسد : « آن عثمانى توانا كه موجب خوف و وحشت عالم مسيحيت بود گرفتار سوز تب شرلى گرديده است و ماجراهاى تازه را نويد مىدهد . ايرانى مسلط ، فنون جنگى شرلى را آموخته است و چون استفاده از انضباط نظامى را مىداند اكنون 500 لوله توپ و 000 60 تفنگدار دارد . به اين ترتيب سربازان ايرانى ، كه سابقا با دستان بىاسلحه