فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

122

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

نام رودلف يا رالف استادلر « 1 » بود كه به شغل ساعت‌سازى اشتغال داشت . وى جوانى زيبا و مورد علاقهء شاه عباس بود و تمام درباريان اصفهان براى او احترام خاصى قائل بودند . داستان مرگ او را به چند روايت نقل مىكنند . ولى پروفسور براون كه با دانستن زبان فارسى ، بدون شك توانسته تحقيقى دقيقتر دراين‌باره به عمل آورد اين داستان را چنين نقل مىكند : « دو قرن قبل روحانيان مسلمان حكم قتل جوان مزبور را كه هنگام دفاع از خويش ، مسلمانى را به قتل رسانيده بود صادر كردند . مىگويند شاه عباس تا آنجا كه قدرت داشت براى نجات وى تلاش كرد . براى جوان سويسى تنها يك راه وجود داشت كه مىتوانست از مرگ رهايى يابد و آن اين بود كه منكر مسيحى بودن خود شود و دين اسلام را بپذيرد . رودلف از قبول اين كار سرباز زد و مرگ را ترجيح داد . عبارت ساده‌اى كه بر روى سنگ گور وى كنده شده يادگارى است از او كه از صفحهء برنج بادوامتر مىباشد . معلوم نيست كه آيا عدهء زيادى از اصفهانيان از داستان قهرمان ديگر سويسى به نام ويليام تل « 2 » و اينكه چگونه از اداى احترام نسبت به كلاه ، كه گسلر « 3 » فرماندار اتريش معمول داشته بود ، سرباز زد مطلع هستند « 4 » يا نه در حالى كه اغلب آنها داستان رودلف جلفا را مىدانند .

--> ( 1 ) . Ralph Stadler ( 2 ) . William Tell ( 3 ) . Gessler ( 4 ) . اشاره به داستان ويليام تل يا ويلهلم تل است كه شيلر شاعر معروف آلمان نمايشنامه‌اى به اين نام نوشته است و اين نمايشنامه نيز توسط آقاى جمال‌زاده ترجمه شده و جزو سلسلهء انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب منتشر شده است . - م .