فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
123
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
خريد گرچه اكنون ديگر اروپاييان مجبور نيستند در جلفا اقامت نمايند ، هنوز اجناس مورد نياز خود را از مغازههاى كوچك آن خريدارى مىكنند . در جلفا دو يا سه مغازه از اين قبيل دكانها يافت مىشود و معمولا اگر شخص نتواند كالاى مورد احتياج خود را در يكى از آنها بيابد ، غالبا در ساير مغازهها پيدا خواهد كرد . صرفنظر از اينكه به چه نقطهاى از مشرق زمين مسافرت كنيد هرگاه عدهء كافى انگليسى در آنجا سكونت داشته باشند مغازههايى پيدا مىشود كه صاحبان آنها يونانى و ارمنى هستند و كالاهايى را كه مىدانند مورد علاقهء اين قبيل مشتريان است ذخيره مىكنند . هر كجا چنين دكانهايى باشد تبديل به مؤسساتى شبيه باشگاههاى مردان انگليسى مىشود . فرنگيها براى خريد و پرگويى و كسب اخبار در اين محل جمع مىشوند . مردان متأهل به اتفاق همسران خود مىآيند و در مدت اين بازديد دوستان غايب خود را فراموش نمىكنند . معمولا يك روز در هفته بر ساير روزها امتياز دارد و دكاندار مىتواند آن را « تجارت در خانه » بنامد . انگليسيها در اين روز با بهترين لباس خود حضور مىيابند . البته ممكن است غالب اجناس مورد نياز را از انگلستان خواست ولى انگليسيها از دردسرهايى از قبيل رسيدگى به بارنامه و مقررات گمركى و غيره مخصوصا در ايران متنفرند . يونانيها و ارامنه از اين چيزها هراسى ندارند و به وسيلهء افرادى كه از اين كار بيم دارند براى خود زندگانى مرفهى تأمين مىنمايند . در اين نقاط دنيا راجع به غذا به طور طبيعى گفتوگو مىشود و هنگامى كه شخص در مسافرت است اين نكته را درك مىكند كه خواب و خوراك چه رسوم خوب و مطبوعى است . تصور حمام رفتن و اميدوار بودن به خوردن غذاى