فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
120
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
هنوز به معدودى از آداب و رسوم ارامنهء قديم در جلفا بر مىخوريم . جشنهاى عروسى رسومى پيچيده و طولانى و خستهكننده شده است . در مراسم تشييع اموات زنان رنگ پريده و گريان با جامههاى ملى خود شدت تأثر خويش را با مويهها و نالههاى گوشخراشى نشان مىدهند . رسم كوچكى بين آنها شايع است كه ذكر آن بىمورد نيست . پس از مراسم دفن ، گياهان خوشبويى در بالاى گور جمع مىكنند و آنها را آتش مىزنند . اين آتش كه نشاندهندهء علامت بخصوصى است مىسوزد و بوى خوشى را پخش مىكند و آنگاه شعلههاى آن به خاموشى مىگرايد و ستون لرزانى از دود متصاعد مىگردد . شيونهاى غمانگيز ، هواى آرام و ساكن عصر را مختل مىسازد و مراسم مزبور بدين نحو پايان مىيابد . گورستان جلفا در خارج شهر در دامنهء كوه صفه ، كه چشمانداز آن را درهء اصفهان تشكيل مىدهد ، واقع گرديده . در ميان بيابانى پرسنگ ، خارج از ديوارهاى قديمى و ويران شهر اصفهان ، نسلهاى ارامنه كه از به دو تأسيس كوچنشين جلفا به دست شاه عباس درهء مزبور را اشغال كردهاند ، آرميدهاند . اينجا در يكى از نقاط متروك قطعات بزرگى از سنگ ، كه بعضى از آنها به عمد توسط مردان متعصب خرد شده ، صدها گور فراموش شده را پوشانيده است . در بين آنها اسامى مردان فرانسوى و هلندى و آلمانى و سويسى و انگليسى كه زندگى خطرناك روزهاى ماجراجويى و پهلوانى را دوست داشتند ديده مىشود . نامهايى كه با مشاهدهء آنها نيروى تصور به جنبش در مىآيد و طپش دل هر اروپايى ميهنپرست را بيشتر مىكند . يكى از اين نامها كه بر حسب اتفاق انتخاب شده موجب مىشود كه در آنجا انگلستان را به خود بسيار نزديك احساس كنيم : ادوارد پجت « 1 » 1702 كالج ترينيتى كمبريج « 2 » خواندن چنين نامى مايهء حيرت و عبرت مىگردد . درين گورستان به اسامى اشخاصى بر مىخوريم كه يا در راه خود به مقصد كمپانى هند شرقى و يا پس از انجام دادن مأموريت خويش براى شركت مزبور جان سپردهاند . قطعات سنگهاى بزرگ و خشن با كتيبههاى سادهاى در بالاى آنها ، قبور مردانى را كه در اينجا آرميدهاند مىپوشاند . بعضى از اين سنگ نبشتهها حاكى از عوالم انسانى است كه بر روى سنگ نقش
--> ( 1 ) . Edward Paget ( 2 ) . Trinity College , Cambridge