فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

مقدمهء مترجم 12

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

سر آرنولد ويلسن « 1 » ، ايرانشناس مشهور كه رياست نمايشگاه ايران در لندن را به عهده داشت ، راجع به اين سفرنامه در مجلهء سنترال ايشيا « 2 » مىنويسد : « تصاوير اين كتاب به حدى جالب توجه و دلپذير است كه به اشكال مىتوان يكى را بر ديگرى ترجيح داد . ولى از نظر استادان فن نقاشى و حكاكى تابلوى يزد ، بيننده را زياد تحت تأثير قرار مىدهد و تابلوى نخل در ميدان يزد ، نيز از لحاظ نشان دادن رسوم مذهبى منحصر به فرد است . تابلوهاى آرامگاه خيام و نيشابور و تابلوهاى رشت و تبريز نيز بسيار زيباست و مناظر ايران را از هر دوربين عكاسى بهتر و روشنتر نشان مىدهد . » « 3 » همان‌طور كه منقدين خارجى راجع به اين كتاب اظهار نظر كرده‌اند تصنيف فردريچاردز هم از لحاظ بيان و ظرافتى كه در اداى مطلب به كار برده شده و هم از حيث نقاشيهاى زيبايى كه نويسندهء زبردست آن ، به آن افزوده است كتابى كم‌نظير است . فردريچاردز با چشم تيزبين يك نقاش ، سراسر ايران را پيموده و چنان با قلم تواناى خود آنچه را ديده است شرح مىدهد كه نوشته‌هاى او پرده‌هاى حقيقى زندگانى نيم قرن پيش ايران را در برابر چشم تصوير مىنمايد . آنچه واقعا در اين سفرنامه مايهء تعجب و تقدير است حوصلهء فراوان اين جهانگرد است كه در مقابل هر گونه مشقتى روى ترش نمىنمايد و براى تهيهء يك پردهء نقاشى در زير آفتاب سوزان مدتها وقت صرف مىكند تا بالاخره موفق مىشود كار خود را به پايان رساند و سپس شرح آن را با چنان جذبه و شوقى در كتابش به رشتهء تحرير درمىآورد كه انسان را به تمجيد و تحسين وادار مىكند . نويسنده در اين كتاب در چند مورد دچار اشتباه شده و آنچه را از راهنمايان خود شنيده است مستند مىداند . اين وضع براى كسى كه آشنايى به زبان فارسى و تاريخ گذشتهء ايران ندارد اجتناب‌ناپذير است ولى خوانندگان به سهولت به اين سهل‌انگاريها پى خواهند برد . مهين‌دخت صبا ( بزرگمهر )

--> ( 1 ) . Sir Arnold Wilson ( 2 ) . Central Asia ( 3 ) . نقل از كتاب زندگى و نامه‌هاى فردريچاردز .