على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

68

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

هركدام را هشت يا ده نفر با طناب و زنجير مىآورند . به‌طور مخصوص نقاره و سرنا مىنوازند و آنها مشغول دعوا مىشوند . از نيم‌ساعت دعواى آن حيوانها طول مىكشد تا يك‌ساعت و نيم . چند جفت دعوا انداختند خيلى تماشا داشت . جناب مدير الملك ناهار بسيار مرتّب خوب آلافرنگى داد . خيلى هم امروز ضرر به او خورد از جمعيت و باغچه و درخت خراب كردن . گويا دو ساعت به غروب مانده بود ، دلم خيلى از اين جمعيت گرفته شد ، با آقايان خودمان دو درشكه سوار شده رفتيم به عينك كه نيم فرسنگ از طرف مغرب و جنوب شهر دور تر است . واقعا فوق‌العاده جاهاى خوش‌منظر باصفاى خوش‌هوائى است . تقريبا مرداب بزرگى دارد كه بعضى جاهايش آب داخل جنگل شده است . خيلى با حالتهاى قشنگ و نمايش طبيعى . چاى صرف شد . جاى احباب خيلى خالى بود . با آقاى حسين پاشا خان در ناو نشسته به روى آب رانديم . واقعا من حال غريبى شدم كه هيچ‌وقت آن حالت را از خودم نديده بودم . از شدت خوشى هوا و صفا و منظر آن‌وقت كه در ناو نشسته بوديم به‌قدر ده پانزده دقيقه مثل اين بود يواش يواش چنانچه درد نيايد به همهء بدن من نوك سوزن بزنند . آخ ، كه جاى همه خالى است . بعد از غروب آمديم منزل خسته و مانده شام خورده خوابيديم . [ در رشت ] - روز شنبه بيست و يكم ( 21 ) : صبح قونسول روس آمد منزل ما خيلى صحبت كرديم . بعد از رفتن او رفتم به خانهء جناب ميرزا احمد خان منتظم السلطنه ( آژان ديپلماتيك ) يعنى وكيل سياسى ايران در بلغارستان ، پسر مرحوم ميرزا محمد رئيس « 1 » وزارت خارجه كه تقريبا صد و ده سال از عمرش گذشته و ديروز تلگرافا خبر مرگش را از طهران به منتظم السلطنه داده‌اند و بيچاره روز دويّم ورودش به رشت بىپدر شد و در منزل ميرزا خير اللّه خان مقتدر الممالك امين تذكرهء گيلان منزل كرده است . ناهار رفتيم منزل جناب آقا شيخ حسن حسام الاسلام . بعد از ظهر آمديم منزل ، ميرزا عبد اللّه خان نواب نايب و مترجم اوّل قونسولگرى روس در گيلان ، پيش من آمد . ظاهرا بد آدمى نيست و حال آنكه نوكر روس و تبعهء روس ، و قريب

--> ( 1 ) - به‌نظر مىرسد يك كلمه كه نام يكى از سازمانهاى وزارت خارجه باشد از قلم افتاده مانند دفتر ، كابينه و غيره .