على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
65
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )
خيال است . اگر خداى نكرده آنطور شود كه شما مىخواهيد ، به گردن شما عوض گاو شيار مىگذارند و زمين شخم مىكنند . ديگر كسى در مسائل به شما رجوع نخواهد كرد و مواجب و مستمرى از دولت كه گوشت و پوست شما پرورش از آن يافته و هيچ منظور نداريد ، نخواهيد داشت و چون هيچ كار ديگر بلد نيستيد گرسنه مىمانيد . در رشت هرچه توانستهام از اين حرفها زدهام و ديگر كسى پيش من از اين گفتگوها نمىكند . بلكه همهء صحبت مجلس ما اغلب وطنپرستى و شاهدوستى و تعصب ملتى و احتراز از بيگانگان است كه هر حلالزادهاى مكلف بدان است . از منزل كارگذار يكساعت از شب گذشته به منزل آمده لباس عوض كرده با كنت رفتيم به دار الحكومه كه شام را جناب امير اكرم دعوت كرده بود ، كارگذار و چند نفر از اعاظم گيلان هم بودند . شام آلافرنگ خيلى خوبى صرف كرديم . موزيك هم داشتيم يعنى موزيك نظامى دولتى كه از زمان حكومت شاهزاده ابو الفتح ميرزاى مؤيد الدوله مقرر شده . اين دسته موزيك مركب است از بيست و چهار موزيكانچى و يك سرهنگ معلم كه اسمش حسن خان و از شاگردان مدرسهء دار الفنون دولتى تهران است . بىعلم هم نيست . تصنيفهاى ايرانى را چندان خوب نمىزدند . نتهاى فرنگى را كه تماما قونسول روس به آنها داده است و مشق كردهاند بهتر مىزنند . ساز ايرانى هم داشتيم يعنى يك كمانچهكش و يك ضربگير . هر دو كاكاسياه بودند . خيلىخيلى خوب كمانچه مىزد و هم ضربش خوب بود . هر دو هم تصنيف با هم مىخواندند ، خيلى خوب . اسمشان آنكه كمانچه مىزد اسمعيل خان ، آنكه ضرب مىگرفت رمضان بود . نزديك نصف شب به منزل آمده خوابيديم . در رشت - روز پنجشنبه نوزدهم ( 19 ) : قبل از ظهر جناب كارگذار آمدند منزل ما ، با هم رفتيم به ديدن قونسول روس ( چون در رسومات آلافرنگ رسم است كه در هر شهر شخص وارد بايد در ملاقات سبقت كند ) قونسول روس دو خانه دارد دور از هم . يكى خانهء معروف به خانهء رستمخانى است كه دفتر قونسولخانه و رسميت قونسول از قديم كه بناى قونسولخانه داشتن شده است ، در آنجاست . خانهء ديگر كه خود قونسول نشسته است ، ملك حاجى ميرزا نصير گيلانى است . آنجا