على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
66
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )
رفتيم ، خيلى صحبت از راه و مطالب ديگر و جنگ ترانسوال و انگليس كرديم . براى ناهار به منزل مراجعت كرديم . عصر به سليمان دارابى كه تقريبا ربع فرسنگ به طرف جنوب از شهر رشت دور تر است رفتيم . بهقدرى نقطهء باصفاى طبيعى روحانى است كه بايد ديد ، به تعريف نمىآيد . طرف شمال اصل خود بناى بقعه تا به شهر همه زمين زراعت برنج و طرف جنوبش چمن و جنگل كوتاه است . عرض و طول بناى بقعه شايد ده ذرع در پانزده ذرع باشد . در زير يك سقف شيروانى سفالى مثل تمام بناهاى رشت سه طرفش كه سمت مشرق و مغرب و شمال باشد ، ايوان است ، يك اطاق بزرگ در وسط دارد كه قبر مولانا شيخ سليمان دارابى در وسط و صندوق چوبى بزرگ به روى آن است . خيلى كهنه داراى نقش و نگار و گل بتههاى بسيار ممتاز . كتيبهاى در بالاى صندوق به خط نسخ به قلم ششدانگ كندهكارى شده كه فوقالعاده خوب نوشته و كنده شده است . دو پارچه تخته از اين صندوق كه هركدام به عرض نيم ذرع و طول سه چاريك ذرع به فاصلهء يك ذرع و نيم درجهت شمالى آن صندوق است نيز به خط ثلث نوشته و كنده شده است كه فقير هنوز در عمر خود چيزى به اين نفاست و خوبى نديدهام . به اندازهاى خوب نوشته است كه يقينا الان كسى كه به اين خوبى خط بتواند بنويسد در ايران نيست . از شدت لمس اصل خط كه از زمينه و متن تخته به كلفتى ده يك گرهء ذرع برآمدگى دارد ، رنگ فولاد شده است و براق . بىنهايت مورد تعجب است كه چطور كارهاى به اين خوبى مىكردند و كمال تأسف است كه اينجور صنايع كه نظرگير تمام روى زمين است ، رفتهرفته به كلى از ايران رفته است و ديگر كسى نيست كه از اين قبيل كارها بداند و بتواند . يقينا اگر اين دو پارچه تخته در اكسپزيسيون پاريس بود ، بدون شك هزار ليره مىخريدند . مضمونى كه در آن دو تخته نوشته بود و تاريخش اين است كه عينا مىنويسم : ( قد امر بجعل هذا الصندوق المبارك السلطان العادل الكامل العاقل قدوة الامراء العظام ، انيس الخواقين الفخام ، المختصّ بعواطف اللّه الملك العلام ، المؤيد بتائيدات الملك المنان ، سلطان سرافراز خلّد اللّه تعالى ظلال سعادته و رفعته و جلالته و عظمته و اقباله العالى للمرقد المعطّر و قبر المنوّر للشيخ المرحوم