على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

64

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

حسام الاسلام كه از مجتهدين و در لباس خودش واقعا منحصربه‌فرد و درويش‌دوست است ، ديدارم كرد . پس از رفتن او پياده رفتم منزل مدير الملك . از آنجا منزل ميرزا يوسف خان معاون ديوان شوهر خواهر مدير الملك كه ديروز آمده بود منزل ما من نبودم . سيگارى كشيده آمدم منزل . عصر با درشكه رفتيم در باغهاى اطراف شهر صفاها و هواهاى خوب ديديم . در باغ صفائيّه كه فعلا معروف به باغ بيگلربيگى است ، پيرمرد كورى كه اسمش كوركاظم است ، براى ما ناى هفت‌بند زد . يك انگشت هم از دست چپ نداشت . خيلى خوب ناى زد . حالى كرديم . [ در ] مراجعت از جناب حاجى منتظم الملك بازديد كردم . در همان كارگذارى خانه دارد . خيلى شخص كافى كاردان بااحتياطى است و حال اينكه مأموريت اول اوست . تمام اهل رشت از داخله و خارجه متّفقا مىگويند از زمان كارگذارى مرحوم عليخان مشير الوزاره كه تقريبا تاكنون بيست سال است ، هنوز كارگذارى به اين كاردانى و صلاح‌انديشى و قدرت نيامده است . چنانچه جناب امير اكرم هم در غيابش مىگفت در اين شورش كه در اوّل بناء راه روسها رخ نمود ، شايد اگر اين كارگذار نبود كار ، زار بود . خيلى درشت‌اندام و چاق است . صحبت با كارگذار خيلى بر اطلاعاتم افزود . خود شهر رشت كه تقريبا نيم فرسنگ طول و شايد سه‌هزار قدم عرض داشته باشد ، پنجاه‌هزار نفر سكنه دارد . چهارهزار آن تبعهء روس و روسى هستند . هزار نفر هم شايد متفرقه تبعهء دول ديگر داشته باشد . دويست نفر ارمنى تبعهء ايران دارد كه همه مشغول كسب هستند . كليتا خيلى وضع مردم اينجا تغيير كرده . غالب مردمش روس‌مآب هستند . در مكالمات از ده كلمه البتّه دو كلمه‌اش لغت روسى است . بعضى هم كه قهرا نمىتوانند ، از گفتگو و صحبتشان پيداست كه چقدر بىغيرتند . ديروز عصر يك نفر از علماء كه جناب حاجى نايب الصدر مىگفتندش ، وقت خواسته بديدن من آمده بود . خيلى تركيب غريبى دارد ، واقعا جنگلى است . در بين صحبت و تعريف راهى كه روسها ساخته‌اند يك آهى كشيده گفت كاش رودخانهء سفيدرود را هم روسها مىگرفتند . من به او تقريبا متغير شدم و گفتم اينها