سلطان محمد ميرزا قاجار

53

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

پستخانه است . گزستانى دارد كه چوبش را حمل به ساليان مىكنند . پهلوى پستخانه نهر خشكى است . به‌جهت عبور عراده‌ها پل سنگى بر روى آن ساخته‌اند كه هنگام گذشتن ، آب باران مانع حركت عراده‌ها نشود . آقجه قبول از قره‌چاله الى آقجه قبول « 21 » سى ورست راه است [ و ] همهء راه هموار . قدرى كه از پستخانه گذشت ، طرفين راه بعضى كوههاى [ 22 آ ] مختصر دارد . سمت چپ دور از راه كنار رود ، همه‌جا جنگلستانى است طولانى . بعضى باغات و آبادى كمى هم دارد . از همهء اين جنگلهاى كنار رود كر ، احدى قادر بر بريدن درختى نيست مگر به‌جهت ضرورت كارهاى دولتى . آخر راه نزديك به آقجه قبول شعبهء آبى از رود كر جدا شده ، به گودالى مىريزد . مرداب بزرگى مىشود متصل به آقجه قبول . در اين مرداب هم ماهى صيد مىكنند . خود آقجه قبول عبارت است از كاروانسرايى مشتمل بر سه ايوان و چهار حجره ، يك سردر [ و ] دو طويله [ كه ] همه از سنگ تراشيدهء سفيد رنگ است . از بناهاى سلاطين صفويه [ و ] بسيار بناى خوبى است . جز عملهء پستخانه سكنه و آبادى ندارد . پاشالى از آقجه قبول الى پاشالى ، بيست و پنج ورست ، اوّل راه هموار [ و ] طرفين راه كوه است . آخر راه از كوه مىگذرد ، ولى سخت نيست . از قره چاله الى پاشالى آبادى و آب جارى است . [ 22 ب ] ايلات و احشام ساكن‌اند . خود پاشالى در ميان دره واقع است . پستخانهء خوبى ساخته‌اند . سواى عملهء پستخانه سكنه و آبادى ندارد . ربع فرسخ دور از پستخانه در ميان كوه ، رودخانهء آبى است به‌جهت رفع ضرورت . از آن رودخانه با عراده ، آب به اين پستخانه مىآورند .

--> ( 21 ) . احتمالا صورت صحيح آن آقجه است به معنى سفيد رنگ .