سلطان محمد ميرزا قاجار
356
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
لهجه [ اند ] . صورتهاى خوش بىمعنى در ميان آنها زياد است . خوشصورت و خوشآواز در ميان مرد و زنشان بسيار است . اگر خواهم صورت حال مردمش را مفصلا نگارم ، از كار خود بازمانم . كاش اهل اين ولايت از ملك خود خارج نشوند . « 8 » از كاشان به اصفهان چون از كاشان به اصفهان نزديك شديم و سابقا آن ولايت و بعضى جاهاى ديگر از اطراف آن ديده شده بود ، بهنظرم مناسب آمد كه بهطور اختصار ذكرى از آنها شود . از كاشان به اصفهان از دو سه راه عبور و مرور مىشود . از نطنز و جوشقان آمدوشد مىكنند . راه متعارف مشهور آنجا [ 236 آ ] كه معبر قوافل است راه قهرود « 9 » است ، از قرارى كه نوشته مىشود بهطور اختصار : از كاشان به قهرود شش ساعت ، اول راه دامنه و سنگ ، پست و بلند كمى دارد . يك دو نهر آب از طرفين راه مىگذرد . در دامنهء كوه اول [ در ميان ] درّه ، كاروانسرا خرابهاى است موسوم به گبرآباد . بعد از آن ، همهء راه دره و كوهستان [ است ] و از ميان رودخانه مىگذرد . دو ساعت به آبادى قهرود مانده بندى است كه در عهد صفويه بستهاند . « 10 » آبش به شهر كاشان مىآيد . از اين محل تا به آبادى قهرود بعضى جاها كنار رودخانه درخت دارد ، پاره [ اى ] جاها باغات است . قهرود آبادى ده قهرود بر دامنهء كوه واقع است . خانهها را بر روى هم مىسازند . ده آبادى است . هوايش سرد [ و ] يكى از دهات بلوك نطنز است . كاروانسرا و حمام كثيفى دارد . مردمش [ 236 ب ] بسيار مبرم و سخترو [ و ] بد معامله [ اند ] . آبش گواراست .
--> ( 8 ) . معدن مرمر و لاجورد و زاج سياه در اين ولايت هست . ( حاشيهء متن ) . ( 9 ) . اصل : قهورود . ( 10 ) . « اندكى پيش از اين دهكده ( - قهرود ) ناگهان آبشارى مصنوعى در برابرمان ظاهر شد . . . بالاى آن را سدى بسته بودند . . . . اين سد را مردم آن ناحيه بسته بودند تا بتوانند در مواقع ضرورى باغهاى ميوه را سيراب كنند » . ( سفارت كنت دوسرسى ، ص 174 ) .