سلطان محمد ميرزا قاجار
357
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
سو از قهرود الى سو « 11 » پنج ساعت ، همهء راه كوهستان و بلند و پست [ است ] . بعضى چشمههاى آب دارد . در ثلث اول راه گردنهاى است . اگر زمستانها سخت شود اين راه مسدود گردد . آقا كمال از قهرود به كاروانسراى آقا كمال مىروند ؛ از آنجا به مورچهخوار . « 12 » همهء اين كوهستان كبك دارد . فصل بهار بسيار باصفاست . آبادى سو در دره واقع است . ده آباد ادبارى است . باغات كمى دارد . دهى است از دهات بلوك نظنز . كاروانسرا و حمامى دارند . خارج ده امامزادهاى است ؛ بقعهء مختصرى و چشمهء آبى دارد . ماست و كره اين ده بسيار خوب مىشود و مشهور است . مورچه خورت از سو الى مورچهخوار شش ساعت ، همهء راه كوهستان و پست و بلند ، قدرى از آخر راه هموار است . [ 237 آ ] آبادى مورچهخوار در جلگه واقع است . قلعه و كاروانسرايى دارد . اول خاك اصفهان است . آبش [ از ] قنات [ و ] آبادى كثيفى است . زراعت كمى دارد . در اين جلگه شكار آهو و گور بسيار است . گز از مورچهخوار الى گز « 13 » هفت ساعت ، همهء راه جلگه و هموار [ و ] ريگ بوم
--> ( 11 ) . « بالاخره به دهكدهء محقر سو رسيديم كه در انتهاى گردنهء كوهى كه از ميانش عبور مىكرديم ، قرار داشت » . ( همان كتاب ، ص 175 ) . سو بر جلگهاى كه اين پايتخت ( - اصفهان ) در آن قرار داشت ، مسلط است . ( همان كتاب ، ص 176 ) . ( 12 ) . اصل : خار . مقصود مورچهخورت است . دهى از دهستان برخوار ، بخش حومهء شهرستان اصفهان . جنگ معروف نادر شاه با افغانها در آنجا واقع شد . ( فرهنگ معين ، اعلام ) . ( 13 ) . دهى از دهستان برخوار ، شهرستان اصفهان . مردم آن به لهجهء گزى كه يكى از لهجههاى ايرانى است ، سخن مىگويند .