سلطان محمد ميرزا قاجار

343

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

سنگ كمى دارد . در يك ساعتى دانك ، كنار راه كاروانسرايى است از قديم نيمه خراب . آبادى ندارد . ده دنك قدرى دور از راه در دامنه واقع است . اول ده ساوه و خلجسان [ است ] . مردمش ترك [ اند ] . ده آبادى است . باغات و محل زراعت دارند . آبش از قنات ، كبك در اين كوهستان بسيار است . عبدل‌آباد از دانك الى عبدل‌آباد « 38 » [ 227 آ ] پنج ساعت ، اول راه به قدر دو ساعت دامنه [ است ] . قدرى پست و بلند و سنگ دارد . اوايل راه در دامنهء كوه ، يك دو سه محل آب كم و زراعت مختصرى دارد ، باقى راه هموار و خشك [ است ] . آبادى عبدل‌آباد در جلگه واقع است ، ده آبادى است از ساوه . آبش [ از ] قنات ، مردمش خلج ، زراعتش كم ، باغش زياد [ و ] منافع آنجا از انار و انجير است كه در اين محال ، خاصه در همين ده بسيار مىشود . انار اين ولايت به طهران ، قزوين ، رشت ، همدان [ و ] آذربايجان مىرود . تجار بار گرفته ، به‌طرف حاجى ترخان و بعضى از بلاد روس مىبرند . ساوه شهر ساوه در يك ساعتى اين ده در جلگه واقع است . در عهد قديم شهر معتبرى بوده است ، حال قصبه‌اى است . از بناهاى قديم مسجدى دارد نيمه خراب . بنّايى خوبى كرده‌اند ، خاصه گچبريهاى بسيار خوب داشته است . « 39 » حال هم در اين قصبه ، بازار ، [ 227 ب ] حمام ، مساجد [ و ] كاروانسرا به قدر ضرورت دارند . اين ولايت بسيار بلوك با منفعتى است . دهات آباد خوب دارد . كوهستانش سردسير [ و ] دهات جلگهء آنجا گرم است . ايلات شاهسون در اطراف اين جلگه قشلاق مىكنند .

--> ( 38 ) . احتمالا مقصود عبدل‌آباد ساوه است . « چهار ساعت به غروب مانده ، به عبدل‌آباد ساوه رسيديم . رسيديم به باغ عبدل‌آباد . باغ بزرگ جنگلى انار و انجير » . ( سفرنامهء عتبات ، ص ص 4 - 33 ) . ( 39 ) . « خواجه شمس الدين به توسعهء ساوه از ناحيهء شمال همت گماشت و مسجد بزرگى در جانب غربى بلده بنا كرد » . ( سياحتنامهء شاردن ، ج 3 ، ص 53 ) .