سلطان محمد ميرزا قاجار
269
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
از صحنه تا كنگاور از صحنه الى كنگور شش ساعت [ است ] . دو راه دارد : يك راه از ميان آبادى و باغات ده گذشته از گردنهء سختى كه در پشت ده واقع است بالا رفته ، تمام راه را از دره و كوهستان مىگذرد ، تا به خود كنگور برسد . يك مزرعه كوچكى موسوم به قرونيه در وسط راه است كه اين راه را گردنهء قرونيه گويند . [ 173 آ ] پنج شش خانوار رعيت در اين مزرعه ساكناند . كبك در اين كوهستان بسيار است . راهش سختتر از گردنهء بيد سرخ ولى نزديكتر است . هروقت در آن راه از جهت دزدى اكراد اغتشاشى باشد از اين راه عبور مىكنند . راه بيد سرخ و اما راه بيد سرخ : اول راه دامنه و ريگزار [ است ] . بعضى محل زراعت و آب جارى دارد . وسط راه گردنهاى است طولانى [ و ] سنگ [ ى ] . « 22 » پست و بلند [ دارد ] . كبك زياد دارد . آخر راه دامنه و محل زراعت [ و ] آب جارى [ است ] . در يك ساعتى كنگور رودخانهاى است ، پلى دارد . از پل كه گذشت دامنه و هموار [ و ] محل زراعت است الى كنگور . كنگاور آبادى كنگور در دامنهء كوه روى به جلگه كه بهطرف شرق و شمال آنجاست ، واقع است ، قصبهء معتبرى است . « 23 » سكنهء آن از تركهاى افشار و كرد [ و ] هوايش مايل به سردى [ است ] . زراعت زيادى دارند . باغشان به قدر زراعتشان نمىشود . برنجكارى كمى هم دارند . آبشان از رود و قنات [ است ] .
--> ( 22 ) . « . . . خلاصه رانديم تا به گردنهء بيد سرخ رسيديم . اين گردنه سخت بزرگ نيست » . ( سفرنامهء عتبات ، ص 53 ) . ( 23 ) . « كنگاور شهر كوچكى است با قدمت بسيار ، كه مستقيما بر سر راه بيستون به همدان قرار گرفته است » . ( سفرنامهء جكسن ، ص 273 ) .