سلطان محمد ميرزا قاجار

270

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

كنگور بلوكى است [ كه ] دهات و مزارع متعدد دارد . [ 173 ب ] عمارات خوانين آنجا جاى خوبى است . كاروانسرا و باراندازى دارند . بازار ، مسجد [ و ] حمامها دارند . جاى بدى نيست . قلعهء موسوم به قهقهه « 24 » [ در ] اين ولايت است . در يك سمت از ديوار آنجا حال پارچه‌هاى سنگ بزرگ و ستونهاى قوى بعضى برپا و پاره [ اى ] ريخته ، موجود است . از اين علامات معلوم مىشود كه در قديم قلعهء سخت و بناى بسيار عجيبى بوده است . از كنگور دو سه راه به بعضى از ولايات عراق مىرود . هريك از آنها را كه ديده‌ام ، مختصرا ذكر مىكنم . اسدآباد از كنگور الى اسدآباد « 25 » شش ساعت ، اول راه قدرى دامنه و پست و بلند ، بعد از آن جلگهء وسيع هموارى است . دهات آباد دارد . همه‌جا محل زراعت [ و ] آبهاى جارى در بعضى جاها هست . رودخانه از وسط راه مىگذرد ، پلى دارد . آبادى قصبهء اسدآباد در دامنهء كوهى رو به قله واقع است . جاى آبادى است . زراعت زياد [ و ] باغات بسيار دارد . هوايش سرد ، مردمش ترك‌زبان [ و ] از [ 174 آ ] طايفهء افشار [ ند ] . عمارات خوانين آنجا خوب است . حمام ، مسجد [ و ] بازارى دارند . از اسدآباد به همدان از اسدآباد الى همدان هفت ساعت ، اول راه گردنه‌اى است خيلى سرابالا . همهء اين گردنه از سرابالايى و سرازيرى كه از ميان دره مىگذرد تا زاغه كه اول ده همدان و در دامنهء كوه [ است ] ، همين گردنه به‌طرف جلگهء همدان واقع است . چهار فرسخ در سمت سرازير گردنه به‌طرف زاغه ، بعضى چشمه‌ها و آبهاى

--> ( 24 ) . ويليامز جكسن مىنويسد : « واژهء كنگاور يا كنگور يا كنكور را مىتوان مشتق از صورت فرضى اوستايى Kanha - Vara دانست كه به معناى « حصار كنگهه » يا « حصار كنگ » مىباشد » . ( همان كتاب ، ص 276 ) . احتمال دارد كه قهقهه شكل دگرگون شده كنگهه باشد . ( 25 ) . بخشى از شهرستان همدان كه بر سر راه تجارتى تهران - بغداد قرار گرفته است . ( فرهنگ معين ، اعلام ) .