سلطان محمد ميرزا قاجار
256
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
از اوقات در اين مكان زوار و كاروان را اكراد برهنه مىكنند . « 11 » رومى نمىگذارد اهل ايران در آنجا آبادى كند . مدعى ملكيت است . ايرانى رومى را ممانعت از آبادى مىكند ، [ بههمين جهت ] اين زمين مستعد ، باير مانده است . قصر شيرين از قلعه سبزى الى قصر « 12 » ، يك دو چشمهء آب مختصرى هست . آخر راه از نزديك رودخانهء قصر بايد گذشت . آبادى خود قصر در ميان دره ماهورى كنار رود بر بلندى واقع است . كاروانسراى سنگى از قديم دارد ، قدرى خراب است . سكنهء آنجا كرد [ ند ] . ده آباد كثيفى است . زراعت و باغ كمى دارد . هندوانهاش خوب مىشود . از بناهاى سلاطين عجم ، ديوار بلند بسيار وسيعى كه گويا باغ بوده است ، و بعضى علامات عمارت از سنگ تراشيده كه حال همه خراب است ، دارد . نهرى بهجهت [ 164 آ ] آوردن آب از رودخانه از سنگهاى سياه بزرگ سه طرف نهر ، يكپارچه تراشيدهاند . علامت اين نهر ، سنگ زياده [ از حدى است كه ] از يك ساعت راه پيداست . « 13 » جاى بسيار مستعد خوبى است . حيف كه خراب است . سر پل زهاب از قصر شيرين الى سر پل هشت ساعت [ است ] . همهء راه كوهستان ، دره ماهور پست و بلند [ و ] در همهء راه چشمهها و آبهاى جارى متعدد هست . دو ساعت به منزل مانده ، راه هموار است و محل زراعت . آب و گل زيادى دارد . خود سر پل رودخانهاى است ، پلى دارد . پيش از آنكه به پل برسد كاروانسرايى
--> ( 11 ) . اصل : برهنه مىكند . ( 12 ) . مقصود قصر شيرين است . كنت دوسرسى قصر شيرين را ، حلوان قديم مىداند . ( سفارت كنت دوسرسى ، ص 235 ) . ( 13 ) . « آبى كه به اين قصر آوردهاند از راه دور و درهها گذشته . نهر آن را همهجا با سنگهاى بزرگ و بنيان معتبر تسطيح كرده ، با مخارج خيلى گزاف به اين قصر و عمارات آب آوردهاند » . ( سفرنامهء عتبات ، ص 85 ) .