عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
96
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
از اين حرف ندارم جز آنكه شما ملتفت خود باشيد از بابت طيلر و سيد و غيره ، كه منظور اينها بستن چشم و گوش ما است تا مقاصد خود را در عربستان صورت دهند و كمال خيانت به دولت و ملّت است قبول كردن تعارف از اينها و بعد ناچار همراهى كردن با خيالاتشان . عصر يكشنبه 7 [ رجب ] به اتّفاق جناب نظام السّلطنه رفتيم به محمّره نزديك سنگر مرحوم آقا جان خان پياده شديم . در جهاز آقا محمّد جواد بوديم . براى محلّ عمارت حكومت و تلگرافخانه ذرّاعى و مسّاحى و نقشهبردارى شد . ده هزار ذرع و آنچه ملك رعيّت است بابت نخلستان ، [ بايد ] خريدارى شود . بعد با بلم رفتيم در نقطهء مقابل ، گوشهء جزيرة الخضر ، محل سنگر شيخ عيسى خان . چند هزار ذرع اختيار شد براى سربازخانه . و عمدهء منظور اينكه اين دو نقطهء معتبر به تصرّف آيد تا من بعد كه قونسلنشين بشود خارجه آنجا را توقّع نكند . بعد رفتيم نزديك توپخانهء قديم محمّره اشياء قورخانه را سپرده بودند از باروط و فشنگ و گلوله و غيره ، بيرون ريخته ، منظّم كرده بودند و هكذا توپها را پاك كرده و عرّادهها را رنگ زده بودند . ضمنا طيلر و كاپيتان جهاز بلاس وارد شدند . درخصوص « 1 » انبار و خانه كه بايد براى آنها در محمّره و شوشتر و اهواز ساخته شود ، نقشه خواستم . جواب دادند كه : شما قرار دادهايد كه عمارات را خودمان بسازيم و بعد از ده سال بىكرايه تسليم ايران نماييم . تلگرام نموديم به لندن . جواب گفتند كه ده سال مدّت قليل است . حقير اين حرف را فورا گفت : صلاح دولت در همين است و به جناب نظام السّلطنه عرض نموده كه خودتان بسازيد و به كرايه دهيد از قرار ده يك و نيم و قرار بر همين شد و برفت كه نقشه بياورد . حضرات انگليسىها آنطور كه چاكر فهميده ، منظورشان تجارت نيست اين كارها بهانه است و به اين مستمسك مىخواهند عنقريب محمّره و بلكه اهواز را متصرّف شوند . مدّت حركت جهاز از فيليّه الى محمّره 40 دقيقه است و از فيليّه تا بصره با بلم 4 ساعت الى 8 و با جهاز دو ساعت الى 3 ساعت . امروز هجدهم حوت بادنجانى جناب نظام السّلطنه فرستادند براى تماشا يك كلاه داشت و شش شاخه گوشت . محلّ قلعهء آقا جان خان را كه براى عمارت حكومت اختيار شده ، از دو جهت آب مىشويد يكى از شطّ و ديگر از كارن ؛ و هر سال مبلغى از آن را مىخورد و در اوقات مدّ بهار هم آب بر روى زمين مىافتد . بايد براى بناى عمارت ، اطراف زمين را سدّى ساخت و عمارات را بلند و كرسىدار . شنيده شد كه مولى مطلّب مرخّص شده ، مىآيد به والگيرى حويزه . جناب نظام السّلطنه سپردهاند به آقا رضا مستوفى كه اگر مىخواهد والى شود ، بايد اوّل قناعت كند به خود حويزه ، و
--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : خضوص .