عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
97
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
رياست بنى طرف و بسيتين « 1 » و خفاجيّه به او نمىرسد و ثانيا بايد در مخارج سدّ حويزه شركتى و كمكى با من نمايد و اقلّا نصف مخارج را متحمّل شود . شب گذشته يك رأس اسب از مالهاى جناب نظام السّلطنه گويا افسار گسيخته و صحرايى و مفقود شده . شيخ جمعى سوار و سى تومان نقد به اطراف فرستاده براى تحقيق و تفتيش آنها و مژدگانى . هنوز يافت نشده . قيمت چندانى ندارد . بعد از دو روز نايب ، فرّاش فرستاده نزد شيخ كه : اسب مفقود را بعينه مىخواهم و اگر هزار تومان در عوض بدهى قبول نمىكنم . شيخ در جواب گفت كه : خجالت مفقود شدن اسب مهمان در خانهء من كافيست و جمعى سوار فرستادهام و سى تومان مژدگانى . و البتّه به دست خواهند آورد و اين پيغامها مايهء خجالت من است و مزيد انفعال . شيخ محمّد خان ، برادرش ، خيلى پريشان شده ، آمد نزد حقير اظهار رشادت نمود كه : هر گاه بخواهند با من چنين رفتار كنند ، چنين و چنان خواهم نمود ! جواب گفتم كه : محض حقوق آشنايى مىگويم كه با حكومت در نيفت كه از همه چيز مىافتى و هر گاه كار خيلى سخت شد ، سوار شده ، برو به طهران ، مطالب خود را بلاواسطه عرض كن تا اصلاح كنند ؛ و آنجا صاحب شأن و اعتبار و منصب و مواجب و همه چيز خواهيد شد . مطمئن باش ! تا بتوانيد با حكومت راه برويد و همراهى بكنيد . جزيرة الخضر كه به طول ده دوازده فرسخ است ، گويند زياده از پنج فرسخ اوايل آن قابل آبادى و نخيلات نيست . چرا كه مابقى را مدّ شوراب دريا مىگيرد و مردم وقت جزر قدرى آب شيرين ذخيره مىكنند براى شرب خود . جهاز ايران را كه كارن نيز گويند ، سه روز قبل وارد كارن نمودند . مدّت 20 ساعت مىرود تا كنار سدّ و يازده ساعت برمىگردد و جهاز بلاس لنج 27 ساعت مىرود و 11 ساعت برمىگردد . يك كشتى انگليس در برابر بصره هميشه مقيم است ؛ يك نفر كاپيتان دارد و چند نفر صاحب منصب و 150 نفر سرباز و 30 نفر توپچى و 8 عرّاده توپ : چهار عرّادهء ته پر با چرخ كه هر كدام 4 لوله دارند و در هر دقيقه هر كدام 50 تير پر و خالى مىكنند و از اين قرار هر توپى در يك دقيقه 200 تير خالى مىكند « 2 » ؛ و دو عرّادهء سر پر قديم كه وزن گلولهاش پنج شش من تبريز مىشود و دو عرّادهء توپ ديگر كه وقت غلبه مىكشند در خاك « 3 » .
--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : بستين . ( 2 ) . در نسخهء خطّى : مىكنند ( 3 ) . به ساحل مىآورند