عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

77

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

روز دوشنبه 24 [ جمادى الاخرى ] را تماما در منزل مشغول كشيدن نقشهء حدود اهواز و محلّهء عمارات و اسكله بودم . جناب نظام السّلطنه دو ، سه مرتبه فرستادند [ و ] دعوت نمودند ، عذر خواستم . صبح اين روز حاجى ايلخانى آمد به ديدن . دو ساعت نشسته ، صحبت مىداشت از نفاق برادرش حاجى رضا قلى خان ايلخانى كه در چغاخور در حضور جناب نظام السّلطنه كردند و هكذا از اسفنديار خان كه تمام املاك و حقوق او را تصرّف نموده نان سيرى به عيال او نمىدهد ؛ ولى اسفنديار خان هم ، جداگانه در مجلس ديگر شكوه‌ها از حاجى رضا قلى خان داشت كه وجوه نقديّه [ را ] بردند و خوردند و چه‌ها كردند ! عصر اين روز را به اتّفاق جناب نظام السّلطنه در روى كارن به تفرّج رفتيم . آنجا فصل مشبعى حكايت نمودند از وضع بختيارىها كه دولت بىسبب از آن‌ها احتياط دارد . خيال مىكند كه اين‌ها وجودى دارند يا منشأ فساد و صلاح مىشوند . بعد از بيرون شدن از بلم دعوت قهوه به منزل خود فرمودند . در ضمن ، چهار پسر آقا سيّد على طالقانى آمدند به ديدن ايشان و از آنجا به منزل حقير . مرحوم آقا سيّد على دوازده پسر و دوازده دختر دارد . در آن ضمن كه حضور داشتم ، اسفنديار خان ، شيخ جرّاح ، پسر شيخ سهراب را آورد نزد حاكم معرّفى نمود . جناب نظام السّلطنه در طىّ صحبت ، از وضع بىغرضى و ثبات راى و بىطمعى خودشان اشارات فرمودند و اينكه آنچه مىگويم حرف من يك كلمه است : محتاج معين و معان و امين و امان نيستم . جناب نظام السّلطنه بىميل به بناى عمارات نيستند و هكذا به ساختن سدّ هويزه . مكرر اظهار مىكنند كه دولت مخارج آن را متحمّل شود . بعد از اتمام در ظرف چهار سال مخارج دولت را تدارك مىكنم ؛ يا اينكه خودم متحمّل مخارج مىشوم و بعد از اتمام تا بيست سال منافع آن را به خودم واگذارند . قلعهء حشمت الدّوله كه در سفر سابق چاكر صحيح بود و خرابى نداشت ، جز اندود بامها كه خود متحمّل شدم ، امسال از بابت بىاعتنايى مباشرين و اهالى اهواز خرابى زياد به هم رسانيده و حقير برآورد نمود كه در جمع بناها تعمير شود ؛ و در باب ساير عمارات ، مثل كاروانسرا و غيره ، خيال حكومت اين است كه يا دولت متحمل مخارج آنها شود و بعد ، از قرار ده يك و نيم كرايه بگيرد : « 1 » ده يك خالص منفعت و ده نيم براى تعميرات ؛ و يا آنكه زمين آنجا را مجّانا مرحمت كند و حكومت كمپانى « 2 » نموده ، بسازد و مبلغ جزوى به ديوان بدهد .

--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : بگير . ( 2 ) . شركت