عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
78
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
بعد از شكسته شدن و خرابى پل شوشتر ، رعايا چند كلك 43 ترتيب داده از مشكهاى پرباد براى عبور دادن مردم و مواشى و اجناس و غيره . جناب نظام السّلطنه مقرّر فرمودند : يك بلم معتبر بزرگى خريد نموده به مبلغ پنجاه تومان محض كارگشايى مردم . ولى مباشرين حكومت قدغن كردهاند كه ديگر كلك كار نكند و منحصر باشد « 1 » براين بلم حكومت ، و اختيار آن با نايب الحكومه عبد الحسين خان است و يك عدد مهيله هم جناب نظام السّلطنه خريدارى نمودهاند به مبلغ پانصد تومان [ كه ] در بالاى سدّ شليلى به كرايه كار مىكند و بىفايده نيست . و علاوه براين مهيله ، چند عدد ديگر هم بالاى سد كار مىكند و متعلّقند به اهل شوشتر و اهواز و محمّره و در زير سدّ هم چند عدد مهيلهء ديگر كار مىكند تا محمّره به علاوهء كشتى بلاس لنج ؛ و اين در هر پانزده روز يك نوبت روزهاى سهشنبه وارد مىشود و هجده ساعت تا محمّره مىرود . در اهواز يك نفر منشى انگليسى « 2 » ، به اسم كاتب طيلر ، نشسته با يك نفر نوكر نصرانى و يك نفر سيّد وكيل ( اين انگليسىها اوّل تدبيرى كه كردهاند سادات برهنهء ورشكسته را از تجّار كه مردم شرير و از جان گذشتهاند ، نوكر گرفته به عنوان وكلا « 3 » و محض اينكه اينها چون سادات هستند ، محترمند و در كارند و مردم را مايل و راغب مىكنند به سمت انگليسها ) و اين اجزا خيال تمكّن و سكنا در اهواز دارند . جناب نظام السّلطنه غرس نخيلات را در شوشتر و اهواز و فلاحيّه 44 و غيره خيلى اصرار دارند و فى الجمله پيشرفته اگرچه اهل عربستان هيچ ميل به آبادى و نشانيدن درخت و نخيل ندارند . ماليات اهواز در سفر سابق چاكر سالى 1200 تومان بود و حال شيخ مزعل خان سالى 700 تومان افزوده و شيخى باديه را واگذار نموده به شيخ جرّاح ، و پسر ارشد سهراب رفته است به فلاحيّه [ رسم اعراب اين است كه در خانوادهاى هر كدام بزرگتر شد سايرين نمىتوانند « 4 » آنجا زيست كنند ، جلاى وطن نموده ، مىروند در ميان طوايف ديگر ] . « 5 » امشب سهشنبه 25 [ جمادى الاولى ] را اسفنديار خان از حقير دعوت به شام نموده و جناب نظام السّلطنه هم ظرفى طاسكباب يادبود فرستادند و ضمنا از فرستادن ، منظور [ شان ] به اين بهانه استحضار و اطّلاع از وضع مجلس [ بود ] . ما جز خواندن كتاب كارى نداشتيم و الحمد للّه پاكدامنى چاكر از همهء معاصى معروف آفاق است .
--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : باشيد . ( 2 ) . در نسخهء خطّى : انگليس . هكذا ، برخى موارد ديگر . ( 3 ) . جمع وكيل : كسى كه كار به او سپرده مىشود . ( 4 ) . در نسخهء خطّى : ساير نمىتوانند . ( 5 ) . قلّاب ، [ ] . جمله به توسّط كاتب يا نگارندهء سفرنامه گذارده شده است .