عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
72
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
سرهنگ فوج فدائى ، ميرزا اسمعيل لشكرنويس ، عبد الحسين خان نايب الحكومه ، ميرزا بزرگ ، و سرهنگ پسر حاجى امام قلى خان ايلخانى . روز پنجشنبه 13 [ جمادى الاخرى ] جناب نظام السّلطنه دعوت فرمودند بعد از ظهر همراهى نموده تمام تعميراتى كه در قلعهء سلاسل شده [ ارائه ] نمودند . حقيقت خيلى خوب تعمير شده . به نظر متجاوز از مبلغ دو ، سه هزار تومان آمد ؛ و در قورخانه چند دستگاه آهنگرى و نجّارى ديدم داير براى عرّاده و چرخ راه اهواز . وضع خيلى منظّمى بود . اصطبلى هم ساخته بودند و محلّى براى قورخانه تعمير نموده بودند . صبح جمعه 14 [ جمادى الاخرى ] جناب نظام السّلطنه نيز دعوت فرمودند به صحراهاى مياناب « 1 » 36 براى ديدن بند شليلى و بند ماهىگيران . سواره رفتيم . دو فرسخ راه بود ، به اتّفاق حاجى ايلخانى و صمصام السّلطنه و آقا جان خان سرتيپ و سيد امام جمعه . در شليلى پياده شديم . چاكر با جناب نظام السّلطنه در بلم نشسته از روى آب به قدر يك فرسخ سربالا رفتيم تا سربند . پياده شديم . تحقيقات به عمل آمد . مكان خوبى كه ريشه [ اش ] سنگ بود ، به طول يكصد و پنجاه ذرع دنبالهء سدّ مصنوعى ساختهاند و آب را سوار نموده بودند براى صحراى مياناب و صحراى طرف اهواز و به خشكهكار 37 تا فاصلهاى آب را جارى نموده ، بعد آفتابى شده شهرى در آنجا بنا نموده بودند به اسم عسكرمكرّم كه حال خراب است . و آثارى از سدّ باقى مانده با نهرهاى طرفين . و گويند اسم اهواز كه لفظ جمع است ، تعلّق داشته به نه شهر كه يكى خود اهواز معروف بوده و ديگر عسكرمكرّم و غيره . مدّت دو ساعت و چهار دقيقه با بلم رفتيم و يك ساعت به سمت جريان آب برگشتيم . آفتاب سوزان بود در 32 روز قبل از عيد . بعد سوار شده مراجعت نموديم و در عرض راه آنچه لازم و مقصود بود از اين مأموريت ، چاكر خردهخرده به عرض رسانيد . ايشان مىفرمودند كه تو بايد حالا ماندنى باشى و تمام كارهاى عربستان را ، از اهواز و محمّره و شوشتر ، دستورالعمل دادند بسازند و « 2 » رسيدگى كنى . صبح شنبه 15 [ جمادى الاخرى ] ده رأس مالهاى سوارى را فرستاديم اهواز در چمن بچرخند به حال آيند و خود به اتّفاق عبد الحسن خان نايب الحكومه ، رفتيم بر سر پل شوشتر . روى پل و زير پل را تا محلّ خراب بدقّت ديديم . بعد سوار بلم شده از رود گذشته ، رفتيم در آن سمت پل . باز بدقّت روى پل و زير پل را ملاحظه نموده قطعهء باقى از طرف شهر 327 متر شد و قطعهء آن طرف صحرا 96 متر و قطعهء خراب يكصد ذرع است و عرض پل هشت ذرع و ارتفاع روى پل از
--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : ميانات . ( 2 ) . ظاهرا : « و » زايد است . در اين صورت ، بعد از كلمهء « شوشتر » افزودن « كه » ضرورى مىنمايد .