عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
19
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
. . . صبح دار التّرجمه [ بودم ] ؛ بعد خدمت شاه رسيدم . وزراى خمسه [ شرفياب ] بودند . اين چند روز كه با اين چند وزير كه عقل يك نفر را ندارند ، مشاوره مىفرمايند ، مىگويند به جهت سدّ اهواز است . حاجى نجم الملك منجّمباشى كه از معلّمين دار الفنون است و بعضى اطّلاعات از هندسه دارد . . . ، مأمور به بستن سدّ اهواز شد . 19 هم او ، در جايى ديگر ( يادداشتهاى مربوط به بيستم ربيع الاوّل 1306 ه . ق . ) مىنويسد : . . . قبل از ناهار ، وليعهد ، نايب السّلطنه و وزرا حضور [ شاه ] بودند . قرار بستن سدّ اهواز را مىدادند . نجم الملك عجالتا پنج هزار تومان خواهد گرفت و مىرود . 20 نقشهبردارى از شهرها و راهها عبد الغفّار خان ، در زمينهء مسّاحى و تهيهء نقشهء شهرها و راهها نيز تبحّر كافى داشت و منشأ خدماتى ذى قيمت شد . يكى از معروفترين نقشههايى كه عبد الغفّار ترسيم كرده ، نقشهء شهر تهران است كه پس از گسترش محدودهء شهر و حفر خندق جديد تهيّه شد . شايان ذكر است كه تا سال 1284 ه . ق . شهر تهران هنوز در داخل حصار شاه طهماسبى محصور بود . در آن سال ، بنا به روايت مؤلّف مرآت البلدان « چون جمعيت و آبادى دار الخلافه نهايت رو به ازدياد نهاده [ بود ] و شهر گنجايش جمعيّت حاليه را » نداشت ، « رأى صوابنماى ملوكانه اقتضاء فرمود كه وسعت مكانى براى اهالى حاصل آيد » و طرح خندقى جديد ريخته شود . در روز يكشنبه يازدهم شعبان همان سال « كلنگى كه از نقره و در كمال امتياز ساخته شده بود ، به دست مبارك به زمين زده » و حفر خندق آغاز شد . « از اين روز ، شهر تهران موسوم به دار الخلافهء ناصرى گرديد » . 21 دو سال بعد ( 1286 ه . ق . ) عبد الغفّار و جعفر قليخان نيّر الملك كه رياست مدرسهء دار الفنون را به عهده داشت ، به كمك بيست نفر از شاگردان زبدهء مدرسه ، نقشهء اراضى جديد شهر را طىّ مدّت هشت ماه ترسيم كردند ، و بهطورى كه روزنامهء دولت علّيهء ايران مورّخ بيست و ششم محرّم 1287 ه . ق . حاكى است ، آن را به ناصر الدّين شاه تقديم كردند كه بسيار مورد توجّه واقع شد و در نتيجه ، به دريافت سه هزار تومان انعام مفتخر شدند . 22 از اين پس ، عبد الغفّار كار نقشهبردارى از تهران را همچنان ادامه داد تا سرانجام در اواسط سال 1305 ه . ق . كار ترسيم به اتمام رسيد و نقشهاى تهيّه شد كه به تعبير خود ميرزا عبد الغفّار ، « بسيار صحيح و دقيق » بود « چنان دقيق كه مىتوان خانهها و املاك را با كمال دقّت بر وى مساحت نمود » . با وجود اين ، هنوز يك اشكال باقى مانده بود و آن افقى نبودن زمينهاى شهر بود . از