عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

157

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

( 44 ) . ص 78 ، فلاحيّه : در شهريور 1314 شمسى ، به موجب تصويب‌نامهء هيأت وزيران ، نام فلاحيّه به شادگان تغيير يافت . ( - فرهنگ معين ، ذيل شادگان ) ( 45 ) . ص 79 ، بنى طرف : در سفرنامهء خوزستان ( سفرنامهء اوّل نجم الدّوله ، ص 64 ) ، بنى طروف ذكر شده است . ( 46 ) . ص 81 ، دورق : نام شهرى قديمى ، بر دو ساحل رود دورق ، كه به دورق الفرس هم شهرت داشت و خرابه‌هاى آن در نزديكى شادگان كنونى قرار دارد . ( - دائرة المعارف فارسى مصاحب ، ذيل شادگان و دورق ) ( 47 ) . ص 81 ، مخالفت نظام السّلطنه با بستن سدّ اهواز : حسينقلى خان نظام السّلطنه ، ضمن خاطرات خود ، از مأموريت نجم الملك براى ساختن سدّ اهواز ياد مىكند و عدم موافقت خود را با اجراى اين طرح ، با ذكر دلايلى چند ، صراحتا ابزار مىدارد : « . . . آخر سال حكم رسيد كه حاجى نجم الملك براى بازديد بستن سدّ اهواز مىآيد . بايد او را به اهواز ببرى و بعد از بازديد ، در محمّره مجلسى بكنيد و قرار كار بستن سدّ را بگذاريد . چون مأمور است كه راه لرستان را هم ببيند ، از آن طرف خواهد آمد . حاجى نجم الملك قبل از عيد با محمّد حسن ميرزا مهندس و يك معمار و يك نويسنده تشريف آورد . باز اردو را به طرف اهواز حركت داديم . . . . همه‌جا از روى آب آمديم تا به اهواز رسيديم . يك شب در بند قير توقّف كرديم . . . . بعد از ورود [ به ] اهواز ، در زير آبادى به فاصلهء پانصد ذرع تشكيل اردو شد . . . در آن چند روز توقّف ، همه روزه حاجى نجم الملك مشغول تعيين محلّ سدّ و ترتيب اين كار بود . من اعتقاد نداشتم كه اين سد و پل شوشتر با آلات و ادوات معمولهء ايران بسته بشود . بعلاوه چندين عيب داشت ، اوّل آن‌كه وقتى كه اين سدّ را بسته‌اند ، از دهنهء كوه كه آب داخل جلگاى عربستان مىشود ، در يازده محل بند و قنات داشته است كه دو ثلث آب را خارج كرده‌اند . دوّم آنكه در آن وقت ، صحراى محمّره و فلاحيّه آباد نبوده است و فاضل نهرهاى دو طرف سدّ براى زراعت مىرفته است و اين دو محلّ كه بحيره « 1 » بوده است ، الآن دو شهر معتبر است كه سالى هفت هزار تومان ماليات مىدهند . سوّم آن‌كه آن وقت چون نيشكر عزيز الوجود و مال التّجاره بوده است ، هر قدر از اراضى كه مشروب مىشده ، زراعت نيشكر كرده‌اند و حالا زراعت غله مىشود و به مراتب رواج آن از نيشكر بيشتر و لازم‌تر است . به علاوه نهرهاى قديم ، انباشته و منطمس « 2 » است و چندين هزار عمله لازم است كه در ظرف سه چهار سال آن نهرها را قابل جريان آب كنند . كف رودخانه هم ، به مرور گود شده است و آن نهرها تمام اراضى را نمىگيرد .

--> ( 1 ) . درياچه ، بركهء ( 2 ) . فرونشيننده ، نيست شونده ، ناپديد شونده ( فرهنگ معين )