عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

158

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

به هرحال رأى خودم را در طىّ عريضه‌جات نوشتم كه اگر دولت ايران بخواهد اين سدّ را ببندد ، بعد از ده سال با يك كرور ، احتمال دارد يك سدّ بىدوامى مثل سدّ ناصرى بسته شود ، حال آنكه طول اين سدّ ، اقلا پانصد و پنجاه ذرع مىشود و طول سدّ ناصرى كه هشتاد هزار تومان خرج كرده‌ايد ، صد و هفتاد بود . سدّ ناصرى حفر نهر لازم نداشت ، فقط آب در نهر مجراى قديم كرخه به صحراى حويزه مىرفت . اينجا اقلّا هر طرف چهار نهر لازم دارد . تمام اين فقرات را نوشته بودم » ( - معصومهء ما فى و ديگران ، خاطرات و اسناد حسينقلى خان نظام السّلطنه ما فى ، باب اوّل ، ص 154 - 153 ) نظام السّلطنه ، سپس ، از آزردگى خاطر نجم الدّوله از وى ، به سبب مخالفتش با طرح ساختن سدّ اهواز ، بدين شرح ياد مىكند : « . . . بالجمله چون حاجى نجم الملك بىنيل به مقصود كه مباشرى آن كار بزرگ بود ، مراجعت كرد ، از من آزردگى حاصل نمود و حال آنكه آن اعتقاد بىغرضانه را هنوز هم كه اين شرح حال را مىنويسم ، باز در باب سدّ و پل شوشتر و سدّ اهواز دارم و تغييرى حاصل نكرده است . » ( همان ، ص 156 ) ( 48 ) . ص 82 ، قلبلب : اين واژه در فرهنگ معين و دائرة المعارف مصاحب نيامده است ولى در فرهنگ معين دو لغت وجود دارد كه به واژهء مزبور نزديك است : قلب به معناى علف مرواريد و قليب به معناى چمن . ( 49 ) . ص 83 ، فاو : بندرى است در جنوب شرقى عراق ، نزديك خليج فارس در مصبّ شطّ العرب . فاو از ايستگاه‌هاى تلگراف و از استحكامات دولت عثمانى بود . خطّ تلگرافى از ريشهر ( در حوالى بوشهر ) به فاو به طول 240 كيلومتر در 1864 م . افتتاح شد . ( - دائرة المعارف مصاحب ، ذيل فاو ) ( 50 ) . ص 83 ، خفاجيّه : ( ظاهرا ماخوذ از خفاجه ) نام سابق سوسنگرد . اين تغيير نام توسّط فرهنگستان ايران بين خرداد 1314 و فروردين 1316 خورشيدى ) صورت گرفت . ( - همان ، ذيل سوسنگرد ) ( 51 ) . ص 84 ( پاورقى ) قره‌باغ : ( به زبان تركى به معناى باغ سياه ) ، ناحيه‌اى در آذربايجان شوروى و نيز مركز دهستان انزل بخش حومهء شهرستان رضائيه ( - اروميهء كنونى ) و نيز نام دهستانى در بخش حومهء شهرستان شيراز ( - همان ، ذيل قره‌باغ ) ( 52 ) . ص 87 ، جزيرة الخضر : نامى كه در گذشته به جزيرهء آبادان اطلاق مىشد . وجه تسميهء آن ظاهرا مقبره‌اى است منسوب به خضر - واقع در كنار بهمنشير . ( - همان ، ذيل آبادان ) ( 53 ) . ص 87 ، قراجه داغ : نام سابق ارسباران است كه رود ارس آن را از ناحيهء قراباغ ( در آذربايجان شوروى ) جدا مىكرده است . ( - همان ، ذيل قراجه داغ ) احتمالا ، نجم الدّوله ، اين كلمه را با قره‌باغ خلط كرده است . ( 54 ) . ص 87 ، معزّ السّلطنه : لقب شيخ مزعل خان . وى پسر حاجى جابر خان رئيس طايفهء كعب عرب بود . ( - همان ، ص 103 )