عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
100
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
امشب پنجشنبه 18 [ رجب ] كه عيد نوروز و تحويل حمل است ، در فيليّه چراغان و آتشبازى خوبى شد ، به حكم جناب نظام السّلطنه خيلى با شكوه . جهاز پرسپولى هم چراغان بود . جناب سعد الملك همان وقت رفت در جهاز [ به ] تمام اجزا اشرفى و دو هزارى عيدى داد و جناب نظام السّلطنه هم به اجزاى خود ليره و نصف ليره و ربعى عيدى دادند . درخصوص نخلستان دور حول سنگر به جناب نظام السّلطنه گفتم : على الحساب زمين بياض « 1 » اينجا كافى است ، همان را تصرّف كنند و بسازند و متعرّض مردم نشوند تا بعد از استيلا سهل است . شب جمعه 19 [ رجب ] شيخ آمد به ديدن . با او صحبت داشتيم درخصوص قطعه زمين سنگر آقا جان خان . گفتم : جناب نظام السّلطنه همان قطعهء ده هزار ذرعى را قبول كرده ، قناعت نموده ، ولى صلاح تو نيست مقاصد حكومت را ردّنمايى و همراهى نكنى . خداوند تو را مقتدر نموده ، ملكى در طول 20 الى 30 فرسخ و عرض ده فرسخ به تصرّف تو داده و بر جمعى مردم رئيس و مطاع نموده . مگر چهقدر مدّت در اين دنيا زندگانى خواهى نمود ، خاصّه با عدم اولاد ؟ مگر اين املاك را به گور خواهى برد ؟ و براى چه اين قدر غصّه مىخورى و پريشانحالى ؟ ديوان اعلا كه تمام اين اراضى خالصهء او است آيا حق ندارد كه قطعهء زمينى از مال خود تصرّف كند و آن را هم قيمت اعيان بدهد ؟ صبح عيد رفتيم به اردو ، در چادر سعد الملك . جناب نظام السّلطنه و حاجى ملك و حاجى معين هم حاضر بودند « 2 » . كتابچهء قرارنامهء كمپانى خودشان را ابراز نمودند و خواهش كردند كه حقير ملاحظه و بعد از تصرّف امضا نمايد به اين مضمون بود : ( به عهده گرفتهاند امتياز جهازات بالاى سدّ و ساختن اسكلهء اهواز و بند قير و شوشتر و شليلى و كاروانسرا و دكاكين و خانه و انبار براى طيلر بسازند و از عدلى يك صد دينار الى دويست دينار در اسكله بگيرند و از شليلى الى شوشتر خروارى ده قران و راه شوسهء ما بين دو اسكلهء اهواز را كه 220 ذرع باشد ، بسازند و از هر طرف به طول راه و عرض يك صد ذرع زمين مجّانا بگيرند ، براى خود عمارت كنند . به مساحت « 3 » چهارصد هزار ذرع مضروبى « 4 » مىشود و زمينهاى اسكله و انبار و ساير جاها را نيز در هر محلّ مجّانا بگيرند و در زير سد هم ، هر گاه بخواهند ، جهاز راه بيندازند و ملتزم هيچ شرطى نشوند ولى ،
--> ( 1 ) . ( در برابر سواد ) ، غيرمعمور ، آباد نشده ( 2 ) . در نسخهء خطّى : بودهاند ( 3 ) . در نسخهء خطّى : مسافت ( 4 ) . مربع