پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
71
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
« على ع » رهبر بزرگ و مورد احترام شيعيان انجام مىگيرد « 1 » . . . . در اين روز دو دستهء مهم ، كه هر كدام نمايندهء يك قسمت شهر هستند ، به راه مىافتند و تعداد زيادى از سران و بزرگان كشور نيز در دستهء مورد علاقهء خود شركت مىكنند و در اين كار بر يكديگر سبقت مىگيرند ؛ حتى اگر خود شاه نيز در اصفهان باشد ؛ به انتخاب خود ، با يكى از دستهها كه بيشتر طرف توجه او باشد ، همراهى مىكند . جلوى هر دسته ، چند اسب كه طبق رسوم محل ، آراسته به زينت فراوان هستند ، حركت مىكنند و روى زين آنان تير و كمان و شمشير و سپر و عمامهاى قرار دارد ، كه گفته مىشود ماترك على است . بعد از آن پيادگانى بيرق و علمهاى متعدد و بزرگى را كه دور تا دور آن ، با نوارهايى زينت شده است ، به زحمت ، به دوش مىكشند . تيغهء علمها در زير وزن سر آنها چنان خم شده ، كه صورت كمان بزرگى را پيدا كرده است و ظاهرا اين اشياء نيز نمايندهء سلاحهاى على هستند ؛ ولى البته اين استنباط شخصى من است ، و هنوز چيزى در اين باره از خود آنان نشنيدهام . بعد از اينها تابوت يا تابوتهايى پوشيده به مخمل سياه را بر دوش مىكشند و ظاهرا اينها نيز نشانى از تابوت على است . روى تابوتها مجموعهاى از سلاحهاى مختلف تعرضى و تدافعى و پرهاى رنگين قرار دادهاند و دور تا دور آنها عدهء زيادى راه مىروند و نوحه مىخوانند و عدهء ديگرى بوق و كرنا و سنج مىزنند و فريادهاى عجيب برمىآورند و جست و خيز مىكنند . اشخاص معتبرى كه همراه دستهها هستند ، بر روى اسب سوارند ، و بقيه كه تعداد آنان بىحد و حساب است ، پياده مىروند . دستهها ميدان را دور مىزنند و قبلا جلوى درب قصر شاه و سپس جلوى مسجد بزرگ ، مقابل كاخ توقف مىكنند و مراسم مذهبى چندى در اين دو محل توأم با نوحه و فرياد اجرا مىشود و سپس مردم به خانههاى خود مىروند . وزير اصفهان با تعدادى اسب در يك سوى ميدان و خزانهدار شاه در سوى ديگر قرار دارند و مراقبت مىكنند كه دستهها در محل تقاطع به يكديگر برخورد نكنند ؛ زيرا هر يك از آنها سعى مىكند بر حريف سبقت جويد و در نتيجه ، گاهگاه منازعات سختى در مىگيرد و تعداد زيادى زخمى و كشته مىشوند . مطلب ديگرى كه بايد قبلا به شرح آن مىپرداختم ، مراسمى است كه در فصل گل در بهار اجرا مىشود و تا موقعى كه گل سرخ ادامه دارد ، به طول مىانجامد . اين مراسم كه جشن گل سرخ
--> ( 1 ) . البته نويسنده كه به غير از دين مسيح ، اديان ديگر را ناصواب مىداند ؛ اين اعتقاد شيعيان را امرى واهى مىشمارد . - م .