پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

72

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

خوانده مىشود ، عبارت است از رقص و آوازهاى نامأنوس شبانه‌روزى در اماكن عمومى به‌خصوص قهوه‌خانه‌ها هنگام شب ، جوانانى كه صلاحيت اخلاقى آنان مورد ترديد است و حرفهء آنها رقص در اماكن عمومى و قهوه‌خانه‌ها و سرگرم كردن مردم ، با بازى و مسخرگى است ، در حالى كه عده‌اى آنان را همراهى مىكنند و طبق‌هايى پر از گل ، بر سر و شمع‌هاى فراوان و چراغ و مشعل به دست دارند ، با خنده و تفريح به سر و روى مردم گل مىپاشند و درخواست پول مىكنند . در بعضى جاهاى ديگر اغلب در خارج از شهر ، عده‌اى زن و مرد هنگام روز جمع مىشوند و ضمن برگزارى مراسم مشابهى ، به سر و روى يكديگر گل مىافشانند و شادى مىكنند . روىهم‌رفته اين برنامه‌ها را مىتوان به كارناوال تشبيه كرد ، منتهى آن گرمى و حرارت را ندارد « 1 » . مطلب ديگرى كه تصور مىكنم چندى قبل دربارهء آن توضيحاتى داده باشم ، عبارت از اين است كه در ايران به‌طور عادى و جارى ، تركى را بيش از فارسى صحبت مىكنند و در حقيقت « تركى » زبان درباريان و رجال ايران است . نمىدانم قبلا علت آن را بيان كرده‌ام يا نه ؛ ولى به هر حال اكنون كه اطلاعاتى در اين باره پيدا كرده‌ام ، مىتوانم توضيحات بيشترى بدهم . تكلم تركى ، دليل اين نيست كه ايرانيان براى آن ارزشى بيش از فارسى قائل‌اند ؛ بلكه بيشتر از اين جهت است كه قشون ، مركب از قزلباش‌ها و غلامان شاه است ، كه دستهء اول اصلا ترك‌اند و دستهء دوم كه از اقوام و ملل مختلفى هستند ؛ در ميان خود به زبان‌هايى كه ريشهء تركى دارد ، تكلم مىكنند و از فارسى چيزى نمىدانند و در نتيجه نه تنها فرماندهان آنان براى تفهيم مطالب خود بايد تركى دستور دهند ؛ بلكه براى خود شاه نيز كه اغلب اوقات با نظاميان به سر مىبرد ، راحت‌تر است كه اوامر خود را به زبان تركى جارى كند و در نتيجه تركى ، به تدريج زبان دربار و رجال كشورى و لشكرى ، كه طبقهء نجبا را تشكيل مىدهند ، شده است . با وجود اين ، زبان فارسى نيز اهميت خاصى دارد و نه تنها در نوشته‌ها و كتاب‌ها ( به‌خصوص در اشعار كه داراى شيرينى و ظرافت فوق‌العاده‌اى است و من بسيارى از آنها را جمع‌آورى كرده‌ام ) از اين زبان استفاده مىشود ؛ بلكه فرامين شاه ، مكاتبات دولتى ، قراردادها و به‌طور كلى هر مطلب مهمى ، به اين زبان نوشته مىشود « 2 » .

--> ( 1 ) . نويسنده اظهار مىكند كه اين مراسم مشابه جشن « فلورا » است كه به قرار نوشتهء مورخان در رم قديم در فصل بهار اجرا مىشده است . - م . ( 2 ) . در اينجا نويسنده مخاطب خود را مطلع مىسازد كه ممكن است پس از اولين مشاهدات خود ، مطالبى ابراز