پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
70
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
هميشه بوى خوشى از آن به مشام مىرسد مىايستد و از غذاى آنان مىخورد . تعداد اينگونه دكانها كه در آنها به مردم اغذيهء پخته مىفروشند در تمام ايران زياد و اين اغذيه به قدرى مطبوع است كه همه با علاقهء فراوان آن را مىخرند و چون در بسيارى از دكانهاى طباخى غذاهايى تهيه مىكنند كه در خانههاى خصوصى ممكن نيست آن مزهء لذيذ را داشته باشد ، حتى بزرگان و رجال نيز كه در خانههاى خود آشپزخانهء كامل و آشپزهاى قابل دارند ؛ غالبا از اغذيهء لذيذ اين دكانها خريدارى مىكنند . شاه ، بعضى اوقات نيز به طور ناگهانى به منازل خصوصى مىرود و از غذاهاى آماده مىخورد و روىهمرفته در تمام سال وضع خوردن و نوشيدن او به همين منوال است . ظاهرا اين عمل حاكى از روح سربازى و سليقهء خاص او در اين مورد است و ملت نيز همين تصور را مىكند ؛ ولى در حقيقت او به هيچ چيز نمىتواند اطمينان داشته باشد و مسلما از دلايل آن به خوبى آگاه است و به همين مناسبت هميشه عمل جالبى انجام مىدهد كه بايد آن را نيز ذكر كنم . در اتاق يا چادرى كه شاه در آن مىخوابد ، هميشه هشت الى ده بستر آماده مىكنند تا او در هر كدام مايل باشد ، بتواند بخوابد و هيچكس نمىداند شاه كداميك از آنها را براى خوابيدن انتخاب كرده است ؛ بهعلاوه ممكن است در ظرف يك شب به تعداد دفعاتى كه از خواب بلند مىشود ، بستر خود را نيز عوض كند و اين عمل شاه به منظور اجتناب از سوء قصد صورت مىگيرد ، تا بلايى كه در زمان حيات پدرش به سر برادر بزرگ وى آمد ، بر او نازل نشود . تفصيل واقعه از اين قرار است كه برادر بزرگ شاه موقعى كه در اردوگاهى خفته بود ، به دست سلمانى خود كه هر لحظه اجازهء ورود به جايگاه او را داشت ، به قتل رسيد « 1 » . با اين شيوه اگر كسى ناگهان وارد اتاق شاه شود ، نمىداند او در كجا خوابيده است و بهعلاوه فرصتى باقى مىماند تا وى از خود دفاع كند . به هر حال مردم هرچه مىخواهند فكر كنند ؛ ولى آن طور كه من استنباط كردهام ، شاه مرد باهوش و مصمم و مدبرى است كه شم قضاوت خاصى دارد . مطالب راجع به شاه را فعلا مسكوت مىگذارم و بعد از اينكه او را ملاقات كردم ، مفصلا در اين باره صحبت خواهم كرد و فعلا مىپردازم به سومين موضوع جالب توجه ؛ و آن شرح مراسمى است كه روز بيست و يكم ماه رمضان هر سال ، از طرف مردم ، به مناسبت شهادت
--> ( 1 ) . منظور حمزه ميرزاست كه در بيست و چهارم ذىالحجهء سال 994 هجرى به دست يكى از افراد شاملو يا استاجلو به قتل رسيد .