پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

69

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

آمده است « 1 » ؛ عين همين آجرهاى لعاب‌دار ، دور تا دور تالار نيز به چشم مىخورد ، كه تقريبا پنج وجب از ارتفاع ديوار را پوشانيده است و كسانى كه در روى زمين مىنشينند پشت خود را به آن تكيه مىدهند ، زيرا همان‌طور كه قبلا براى شما توضيح داده‌ام ، اهالى مشرق‌زمين برعكس ما ، ديوار را با پارچه نمىپوشانند و در عوض زمين را با قالىهاى ظريف مفروش مىكنند . رنگ آجرهاى لعاب‌دار پستو ، با آجرهاى لعاب‌دار تمام اتاق ، هم‌آهنگى دارد و در كف پستو حفره‌هاى چندى است كه در داخل آنها ظرف‌هاى غذا بر روى سه‌پايه‌هايى قرار گرفته‌اند . آتش در كف اين حفره‌ها ، يعنى در زيرزمين است ، و منفذ مخصوصى دود را به خارج مىبرد به طورى كه در اتاق بوى آن استشمام نمىشود و اثرى نيز از شعلهء آتش در ميان نيست و گوشت غذاهاى ديگر را در اين حفره‌ها سرخ مىكنند يا مىپزند . بين حفره‌ها ، در كف پستو ، حوضچه و فواره‌اى قرار دارد كه آب پيوسته از آن جهش مىكند و سپس از راه‌هاى نامرئى به خارج مىرود . در اين حوضچه خوراكىهاى مختلف را مىشويند و تميز مىكنند و آب به فوريت همهء باقىمانده‌ها را به خارج مىبرد و در پستو اثرى از زباله و غيره باقى نمىماند . اين عادت تهيه كردن غذا در مقابل چشم حاضران ، به نظر من فقط از لحاظ راحتى كار نيست ؛ بلكه ممكن است به اين علت باشد كه سركردگان و رجال ايران از مسموم شدن مىترسند و به همين دليل ، شاه فعلى نيز غالبا كارهايى مىكند كه در نظر افراد ساده‌لوح ، غير طبيعى است و اين‌گونه رفتار را در خور شأن پادشاه نمىدانند . شاه غالبا دستور مىدهد غذا را در مقابل او تهيه كنند و چون به اين امر هم قانع نمىشود ؛ خود شروع به تهيهء آن مىكند و هيچ غذايى براى او از گوشت حيواناتى كه شخصا شكار كرده ، لذيذتر نيست و حتى شنيده‌ام شاه ، ضمن صحبت با حاضران در روى ميز بزرگى كه با چرم ظريف بلغارى پوشيده شده است ، با كارد بزرگى كه به دست دارد ، به پوست كندن حيوانى كه شكار كرده است مشغول مىشود و چنان به تشريح لاشهء حيوان مىپردازد كه مثلا از يك گوزن فقط يك ليور « 2 » گوشت بيرون مىآورد و اين مقدار را نيز از تمام بدن حيوان و فقط از جاهايى كه خود او مىداند ، انتخاب مىكند و سپس تكه‌هاى كوچكى را كه به اين ترتيب به دست آمده است ، به دلخواه خود چاشنى مىزند و مىخورد و بعضى اوقات نيز در خيابان يا وسط بازار در مقابل يكى از دكان‌هاى طباخى كه

--> ( 1 ) . البته خوانندگان توجه دارند كه منظور از آجرهاى لعاب‌دار همان كاشى است . - م . ( 2 ) . وزنى معادل نيم كيلو . - م .