پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

67

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

است ، نسبت به مار و مورچه و ساير حشرات نيز همين رفتار را دارند . اين قوم مردگان خود را نمىسوزانند و در خاك نيز مدفون نمىكنند ، بلكه به طورى كه شنيده‌ام ، اجساد را در محل‌هاى مخصوصى ، به كمك چوب بست با چشم باز سرپا نگه مىدارند ؛ به‌طورى كه زنده به نظر مىرسند و تا موقعى كه جسد ، خود به خود متلاشى و يا طعمهء لاشخورها نشود ، به همين ترتيب باقى مىماند . ايرانيان باستان نيز به همين نحو عمل مىكردند و استرابون و هرودت و ساير مورخان ، همه در اين زمينه مطالبى نوشته‌اند . من قبرستان گبرها را از خارج ديده‌ام و شايد روزى به داخل آن نيز بروم و شرح آن را براى شما بنويسم به‌علاوه چون در اصفهان امكان ملاقات با تحصيل‌كرده‌هاى اين قوم فراهم نيست ، سعى مىكنم در جاى ديگرى كه داراى معابد و مدارس و كتابخانه‌ها و املاك و ثروت هستند ، مذاكراتى با طبقات منور آنان كرده و نتيجه را گزارش دهم و فعلا به اين مبحث خاتمه مىدهم . اينك چهار مطلب شايان ذكر را كه در مدت اقامت كوتاهم در اينجا توجه مرا جلب كرده است ، به اختصار متذكر مىشوم : اولين مطلب راجع به خسوف كاملى است كه در بين شب شانزدهم و هفدهم اوت گذشته ، دو ساعت قبل از نيمه شب شروع شد و براى مدت سه ساعت ادامه يافت . طى اين مدت من استنباط كردم كه در اينجا نيز رفتار مسلمانان در موقع خسوف ، درست مانند رفتار مردم حلب واقع در خاك عثمانى است و گمان مىكنم در اين باره قبلا مطالبى نوشته باشم . در موقع خسوف ، تمام مردم به بام خانه‌ها مىروند و با صداى بلند آواز مىخوانند و طشت مىكوبند و از اصطكاك ظروف فلزى ، سر و صداى فراوان به راه مىاندازند . چون در ايران ، تعداد اشخاص تحصيل‌كرده و فهميده خيلى بيشتر از تركيه است ، گمان مىكنم علت به وجود آوردن اين همه سر و صدا را بايد چنين توجيه كرد كه مىخواهند توجه مردم را به اين نمايش‌ها معطوف دارند ، تا از اين راه آثار ترس احتمالى آنها از اين واقعهء فلكى ، حتىالمقدور زايل شود . البته بسيارى از مردم عامى ، تصور مىكنند كه مقصود از ايجاد اين سر و صداها ، مرعوب كردن حيوانى است كه مىخواهد ماه را ببلعد و يا گمان مىكنند به اين ترتيب ماه بهتر خواهد توانست از درب تنگ يا راه باريكى كه ظاهرا مدار آن را به اين نحو پيش خود مجسم مىكنند ، بگذرد . باسوادان اين سرزمين كه مانند دانشمندان قديم مصر ، از تفهيم مطالب به مردم دريغ دارند ، سعى مىكنند با توسل به اين شيوه‌هاى عاميانه ، حقيقت را از مردم مكتوم دارند و ضمنا حتى