پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

66

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

اين خط را تهيه كنم و به قرارى كه گفته مىشود ، مانند لاتين از چپ به راست نوشته مىشود . معبد گبرها در اينجا نيست ؛ زيرا هنوز به ساختمان آن اقدام نكرده‌اند و چون كسانى كه با آنان صحبت كردم ، مانند بقيه بىاطلاع بودند ، نتوانستند به من دربارهء مذهب خود و تشريفات آن ، توضيحاتى بدهند و به‌خصوص دربارهء امرى كه به آن علاقه‌مند بودم ، يعنى پرستش و طرق حفظ آتش ، اطلاعات دقيقى پيدا نكردم . مىگويند آنان براى حفظ آتش ، كماكان به همان طريقى كه مغ‌ها در زمان كورش و داريوش عمل مىكردند ، رفتار مىكنند . به قرار گفتهء كوينتو كورسيو « 1 » اين دو پادشاه حتى در جنگ نيز پيوسته عرابه‌هاى زره‌پوش مزين به طلا كه در داخل آن آتش مقدس زبانه مىكشيده است ، همراه داشته‌اند . يكى از گبرها به ما گفت كه آنان سه مرتبه در روز مراسم مذهبى انجام مىدهند ؛ بار اول هنگام برآمدن آفتاب و نوبت‌هاى ديگر هنگام ظهر و غروب آفتاب ، و به خداى واحد و آفرينندهء كائنات و نامرئى معتقدند و چون ما گفتيم دربارهء مذهب آنان مطالب ديگرى سواى اين‌ها شنيده‌ايم ، همسر مرد مخاطب ما خنده‌اى كرد و در حالى كه از گفتهء ما تعجب كرده بود ، به زبان فارسى بانگ برآورد كه : « پروردگارا فدايت شوم - عبارتى كه در شرق بسيار مصطلح است - چگونه ممكن است ترا نشناسيم ، چه كسى ترا ديده و يا مىداند كجا هستى ؟ » از اينجا دستگيرم شد كه نام بت‌پرست را شايد بىجهت به اين قوم اطلاق مىكنند ؛ ولى در عين حال به ما گفتند كه آنان خورشيد و به نسبت كمترى ماه و ستارگان را مقدس مىشمارند و شايد در حضور ما پروا كردند بگويند كه براى آنها مقام الوهيت قائلند ؛ زيرا همان‌طور كه استرابون « 2 » و سايرين نوشته‌اند ، ايرانيان قديم خورشيد و ماه و ستارگان را از خدايان مىدانستند . اين عده به محمد پيغمبر اسلام بغض و كينه مىورزند و پيروان او را كافر مىدانند و به‌علاوه در بين خود ، يكديگر را گبر كه معنى آن كافر و مشرك است ، نمىخوانند ؛ بلكه خود را بهدين ، كه معناى آن دارندهء دين نيكو است ، مىنامند . گبرها از قورباغه و لاك‌پشت و خرچنگ و ساير حيواناتى كه به عقيدهء آنان آب را آلوده مىسازند ، به شدت نفرت دارند و هر وقت فرصتى دست دهد ، آنها را مىكشند و شايد همان‌طور كه هرودت در كتاب‌هاى خود دربارهء اخلاق مغ‌ها و ساير ايرانيان باستان نقل كرده

--> ( 1 ) . Quinto Curtio : منظور Quintus Curtius Rufus ، مورخ رومى است كه در قرن اول ميلادى مىزيست و در تاريخ حيات اسكندر تحقيقات جامعى دارد . - م . ( 2 ) . Strabon : جغرافىنويس مشهور يونانى . - م .