پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
63
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
دست يا سينهء مجسمه ، گل سرخ يا گل ديگرى قرار مىدهد و نيت مىكند كه اگر انجام امر مورد نظر او نتيجه خوب دربر دارد ، گل به سمت راست و الا به سمت چپ او بيفتد . بعد از مدتى گل به زمين پرتاب مىشود و از ترتيب افتادن و قرار گرفتن آن ، درخواستكننده حدس مىزند كه خير يا شر است . وقتى مجسمه در پرتاب گل تأخير مىكند ، با خضوع و خشوع از او درخواست مىكنند در اين كار شتاب كند ؛ ولى هرچه اين كار بيشتر طول بكشد ، تصور مىكنند با انجام امر مورد نظر موافقتر است . يكى از آشنايان هندى من به نام ناتو « 1 » ، كه اين مراسم را براى من تعريف كرد ، مىگفت خود او هميشه از مشورت با بتها نتيجهء مطلوب گرفته و پيشبينىهاى آنان صحيح بوده است و اين حرف باعث تعجب من نمىشود ، زيرا شيطان كه به صورت اين مجسمهها جلوه نموده و در كار فريب اين مردم كمر بسته ، قادر است به آسانى وقايع آينده را پيشبينى كند . بانيانها هم به خبث شيطان واقف هستند ؛ ولى در عين حال نمىدانند تا چه حد خودشان آلت دست او قرار گرفتهاند . چيزهاى ديگرى نيز مىتوانم از خرافات هندىها بگويم ؛ از جمله اينكه در مراسم مذهبى ، خود را به زير عرابههاى حامل بت مىاندازند و از بين مىبرند يا در مقابل بتها خود را با خنجر مجروح كرده و يا انتحار مىكنند ؛ زيرا به تصور ابلهانهء خود ، در اين صورت ، به بهشت خواهند رفت . آنان مثلا با شنا از رود گنگ عبور مىكنند تا طعمهء سوسمارهاى بىشمار آنجا شوند و اگر به فرض كسى در اثر شنا غرق نشد يا سوسمارها او را قطعهقطعه نكردند ، خود را موجود بدبختى مىداند و ديگران نيز او را طرد مىسازند و در حقيقت حكم تكفيرشدگان ما را پيدا مىكند . زيرا گفته مىشود كه سعادت درك جهان ديگر را پيدا نكرده و فداكارىاش در پيشگاه خداوندى مورد قبول واقع نشده است . راجع به اين قبيل مسائل و آيينهاى مذهبى هندىها ، با وجودى كه اشخاص زيادى ناظر و شاهد آن بودهاند ، بيش از اين چيزى نمىنويسم ؛ زيرا خارج از شرح مسافرت من است و بهعلاوه نويسندگان معاصر كه خود در مواقع بسيارى شخصا ناظر اين عمليات بودهاند ، شرح آن را دادهاند ؛ فقط كافى است كه اجمالا اعمال و آيين هندىهاى ساكن ايران را ، كه خود ناظر آن بودهام ، شرح دهم « 2 » .
--> ( 1 ) . Natu ( 2 ) . نويسنده در اينجا دربارهء نوع بتهاى هندى و اعتقادات هندىها صحبت مىكند كه از ترجمهء آن براى احتراز از اطناب كلام ، خوددارى شد . - م .