پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

61

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

اعم اعتقادى رايج است ؛ ولى بعضى از هندىها كه كمتر از ديگران نسبت به تشريفات مذهبى مقيّد هستند ، در موقع اجبار ممكن است حشرات موذى را بكشند و در ميان آنان اشخاصى هم به‌طور نادر وجود دارند كه اصلا به اين‌گونه حرف‌ها توجه نمىكنند و به غير از گاو كه نزد همه مقدس است ، ساير حيوانات را مىخورند . در مورد گاو ، آنقدر تعصب هندىها شديد است ، كه در موقع معامله يا مواقع لازم ديگر ، در حضور گاو به اين نحو سوگند مىخورند كه كاردى را بالاى سر حيوان نگه مىدارند و مىگويند ، اگر مطالب اظهار شده صحيح نباشد و يا خلف وعده‌اى انجام گيرد ؛ باشد كه اين كارد در قلب حيوان فرو رود ، و او را از پاى درآورد . اين نوع سوگند نه تنها در هند ، بلكه در ايران ، بين هندىها و حتى موقعى كه يك طرف معامله هندى باشد ، مرسوم است . در بعضى از شهرها نيز كه تعداد بانيان‌ها فراوان است ، اين افراد همه ساله مبالغ گزافى به حكمران شهر مىپردازند ، تا او ذبح گاو را منع كند و به اين ترتيب ديگران كه خوراك گوشت حيوان براى آنها منع نشده است ، بايد از بيم مجازات ، ناچار به اين محدوديت تن در دهند . در شهرهاى هندى ذبح هرگونه حيوانى منع اكيد دارد و بعضى اوقات وقتى سوداگران ما كه مقيم هند هستند ، مىخواهند براى حفظ توانايى بدنى خود گوشت بخورند ، بايد اين كار را با اختفاى كامل انجام دهند و بز يا گوسفند يا حيوان ديگرى را در خانه بكشند ؛ زيرا اگر عمل آنان به نحوى آشكار شود ؛ مثلا بوى گوشت به مشام ديگران برسد ، يا استخوان حيوان را مشاهده كنند ، براى ساكنان خانه مخاطره ايجاد مىشود و چه بسا زندگى در آنجا براى آنان ديگر امكان‌ناپذير خواهد بود . حس نفرت از كشتن حيوانات ، از اينجا ناشى مىشود كه به عقيدهء هندىها ، روح انسان بعد از مرگ بسته به اعمالى كه در مدت حيات انجام داده است ، به جسم حيوانات مختلفى حلول مىكند و احترام فوق‌العاده‌اى كه به گاو مىگذارند - نمىدانم آيا اين حيوان را پرستش نيز مىكنند و همانند گاو آپيس او را خدا نيز مىدانند يا خير - ، به سه دليل است : اول آن‌كه معتقدند ارواح نيكوكاران بعد از مرگ به جسم اين حيوان حلول مىكند . دوم اين‌كه مانند مسلمانان به نظر آنان عالم بر روى شاخ گاو مىچرخد و وقتى اين حيوان خود را تكان مىدهد ، زمين‌لرزه مىشود و اگر از بين برود ، عالم منهدم مىشود . دليل سوم اين است كه مىگويند روزگارى خداوند به دليل گناهانى كه بر روى زمين انجام گرفته بود ، بر بندگان خود خشمناك شد و مىخواست جهان را معدوم سازد ؛ ولى گاو از درگاهش درخواست عفو و